![]() |
![]() |
|
| شعر ، تاریخ ، ادبیات و ... |
|
قشقائی ها اکثراً ترک زبان هستند ، وهم با تکلم به این زبان است که آنان قشقائی شناخته می شوند ، هر چند که ترک زبان بودن آنان امری واقع بینانه قلمداد می گردد اما نباید فراموش کرد که ترک زبان بودن تنها برای شناخت ایل قشقائی بسنده نیست .
از تاریخ ایران تا پیش از روی کار آمدن سلسله ی صفویه (هم عصر با دوران سلطنت الیزابت اول در انگلستان) از حضور قشقائی ها مدارک هستند و عمده ای وجود ندارد ، اما بر وجود کوچ کنندگانی ترک زبان در منطقه فارس تا قبل از این زمان آگاهیم چرا که نامی از طایفه ای از قشقائی ها بنام " فارسیمدان " برده شده است ، این طایفه قبل از سلسله صفوی در این منطقه یعنی فارس به صورت یک واحد مجزا حضور داشته است ، هم از این روست که نمی توان همانگونه که گه گاه عنوان می شود باور داشت که قشقائی به صورت یک واحد کلی ایلی ترک زبان به شکل امروزی شان به منطقه فارس مهاجرت کرده باشند بلکه این مهاجرت در طی دوران بعد به آرامی صورت گرفته است . بنابر منابع محلی ، برای نخستین بار نام قشقائی از فامیل شخصی با نام " جانی آقا قشقائی " از صاحب منصبان شاه عباس گرفته شده است . (1629- 1587) وی از جانب شاه صفوی به حکومت بر قبایل مختلف فارس مأمور می شود . " جانی آقا قشقائی " بعد از این انتصاب تا آنجا که توانست در راه ایجاد یک اتحاد سیاسی به ظاهر مستحکم اما در باطن توخالی و سست کوشش کرد . هدف او از این تلاش اقتدار بر ایلات این منطقه بود . چه توانست با انجام این کار خراج های سالیانه ای نیز برای دربار اصفهان همه ساله بفرستد . با سقوط سلسله ی صفویه و ظهور سلسله ی زندیه پس از آنکه شیراز به مرکز حکومتی برگزیده شد ، قدرت و موقعیت ایل قشقائی تحت الشعاع قوای متمرکز در شیراز قرار گرفت تا بدانجا که رؤسای قبایل مختلف قشقائی بجای رسیدگی و حمایت از قشقائی ها در دربار زندیه نفوذ کردند و با اشغال پست های حساس مملکتی و حتی وزارت بیشترین وفاداری را نسبت به دربار زند روا داشتند .
با شکست سلسله زندیه و روی کار آمدن قاجاریه پایتخت از شیراز به تهران منتقل گردید و دگر بار شیراز در منتهی الیه حکومت مرکزی قرار گرفت ، از پس این زمان است که بار دیگر ایل قشقائی به گونه ی یک جناح محلی قدرتمند در می آید ، قدرتی که هر چند از نقطه نظر ظاهری وابسته به دربار قاجار بود ، اما در حقیقت در بسیاری از موارد بدلیل ضعف و عدم کاردانی سلاطین این سلسله خود مختاری پیشه کرده و هر روز بر اهمیت وجودی خود می افزود . ناگفته نماند که پس از سقوط سلاطین زندیه که بر اساس سیستم قبیله ای قدرت را بدست گرفته بودند بسیاری از گروههای وابسته به آنان که از شمال غرب ایران همراه آنان آمده بودند در منطقه فارس متفرق گردیدند و دیرزمانی نگذشت که این گروهها در اتحاد با سران ایلات قشقائی درآمدند ، همان موردی که امروزه می توان از شناخت اسامی قبایل و بخشهای فرعی دریافت . اسامی گروهها و قبایلی که در طی دوران مختلف به قشقائی ها پیوسته اند متفاوت است ، این تفاوت در نوع اهمیت و اقتدار طوایف نیز بچشم می خورد بطور مثال طوایفی از قبیل " رحیملو " " آردکپن " و " بلوری " با آنکه در گذشته صاحب اقتدار بسیار بوده اند ، امروزه تنها بخشی کوچک از ایل را تشکیل می دهند ، این تغییرات تنها درباره ی طوایف صادق نیست چه حتی در طول زمان شامل سران و شخصیت ها نیز می شود ، از این رو برای شناخت بیشتر قشقائی ها بی تردید باید این تغییرات و تحولات را دقیقاً مورد نظر قرار داد . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 20:48 توسط شهرام کیهان فر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ فقط تلاشی است کم و ناچیز در حد توان، مطالعات و دانش محدود نویسنده که با انتخاب گوشه هایی از تاریخ ، ادبیات و شعر شاعران معاصر و کهن و حتی شاعران گمنامی همچون زنده یاد علی اکبر واله شیدا ،سعی در گسترش فرهنگ شعر و شعر خوانی و مطالعه دارد البته ناگفته نماند که انتخاب اشعار نیمایی، اجتماعی، حماسی و غنایی که بازتاب شرایط امروز جامعه ما باشد در الویت قرار دارد. امید است که برخلاف انتظار اینجانب کاستی ها و سواد ناچیز بنده در زمینه شعر و ادبیات، آسیبی به این فضای پر گهر نرساند. امیدوارم با ارسال اشعار و نظرات خود اینجانب را در این مهم یاری رسانید.
|
|
RSS
|