![]() |
![]() |
|
| شعر ، تاریخ ، ادبیات و ... |
|
می گویند قائم مقام را توطئه گران دربار قاجار و محمد شاه به کمک ایادی بیگانه کشتند و امیر کبیر را به همین شکل به روزگار ناصرالدین شاه نسبت میدهند و مصدق نیز چهل سال تبعید و زندان را مدیون سازمان سیا و پهلوی است اما اینها علت قریب هستند ، باید به دنبال عللی گشت که اگر نبودند نظامی پرداخته نمی شد که در آن اصلاح گران توفیقی به پیشبرد مقاصد خود نیابند . آن علت ها عللی بودند که استبداد را دامن میزدند و مانع جدی توزیع قدرت بودند و هم جلوی انباشت ثروت را می گرفتند و هم انباشت علم را . زندگی روزمره بود و نیازی به گره گشایی های علمی نداشتند و در نتیجه مانع تقسیم کار فکری و مانع انباشت علم و دانش نیز بودند. کارهای اجتماعی نه خلق الساعه است و نه انفرادی که بتوان آن را به صورت منفک و مجزا درنظر گرفته و مورد بررسی قرار داد. برخورد تحلیلی با رفتار اجتماعی بیانگر این نکته است که عمل اجتماعی عمل ساخت یافته ای است که در یک نظام روابط متقابل شکل میگیرد. از راه یک بررسی تحلیلی نظام وار می توان به کنه کارکرد و تغییرات یک نظام اجتماعی واقف شد. برخورد تحلیلی ، مشکل تر از برخورد عوامانه ساده است که با مسائل اجتماعی می شود . با کار تحلیلی عمیق می توان علل عدم توفیق یک فرهنگ عهد عتیق در به دست آوردن حقوق فردی و اجتماعی جدید ناشی از تحولات جدید و صنعتی شدن را فهمید . اندیشه مرسوم جامعه ما ناخودآگاه اول خود را تبرئه می کند و سپس گناه همه جنایات را در استبداد و استعمار خلاصه میکند. این در حالی است که در معنی دقیق خواسته های خود و قالب های اجتماعی و چگونگی رشد و نمود واقعیات عینی اجتماعی مسبوق به آنها تامل نمی کند. برخورد تحلیلی دقیق،چهار کار فکری سنگینی می طلبد و چون به قول اینشتین«فکر کردن مشکل ترین کارها نیز هست»، و این از فرهنگ فرسوده و ناتوان و غیر مولد بر نمی آید ،پس بهترین چاره پیدا کردن « بز بلا گردان » است و چه بهتر که همه گناه یکهزار سال عقب افتادگی و کم کاری در زمینه های مختلف را به گردن استبداد و استعمار بیندازیم. قرن هاست که در جوامع صنعتی این مشکل حل شده است که ورای این آشفتگی و بی نظمی ظاهری در اجتماع نظمی حاکم است و نظامی وجود دارد و هر کس مسلط به اهرمهای فرماندهی آن باشد ، به طور نسبی قادر خواهد بود که آنرا در جهت اهداف خود پیش ببرد . عوامل معمولاً نا آشکار و پنهان از نگاههای ساده اندیش در اجتماع ، تشکیل نظامی را می دهند که ناشی از روابط متقابل و فعل و انفعال اعضاء جامعه با یکدیگر و محیط آنها است. وظیفه یک تحلیل علمی جامعه شناختی،بیان منطقی ، تبین و تفسیر روابط اجتماعی است . تصور جامعه در کل و در حال حرکت و فهم کارکرد آن ، کاری پیچیده تر از نگرش یک بعدی است . کار سهل و ساده ای ، آن چنان که فرهنگ های قبیلگی می پندارند ، نیست . این فرهنگ عادت دارد ، همانند فرهنگ ماقبل انقلاب اقتصادی و صنعتی ، برای تحلیل های خود از اوضاع اجتماعی ، ملی و بین المللی ازمدل های سطحی و عامیانه استفاده کند و تمام نارسایی های اجتماعی را در استبداد ، و استبداد را نیز در خودخواهی های فردی و خودپسندی و بی تقوایی و قدرت طلبی افراد خلاصه کند . یعنی یک پدیده اجتماعی ، که تولد و مرگش را با دیگر پدیده های اجتماعی و رفتار اجتماعی و فرهنگ گذشته پیوند دارد ، را در یک امر اخلاقی فردی خلاصه کند و این در واقع از نظر علمی ، تحویلی ناروا و به زبان دیگر توجیهی غلط است . این گونه طرز فکرها پاسخگوی درک قانونمند جوامع نخواهد بود و هرگز قادر نیست سازوکار توفیقات اقتصادی و دفاعی و سیطره جوامع صنعتی را از یک طرف و سازوکار ضعف ، سلطه پذیری ، انفعال ، سرخوردگی و چگونگی انهدام سرمایه و توان نیروهای انسانی و مادی جوامع عقب افتاده را از طرف دیگر بیان کند . نیاز به بازسازی فکری و داشتن تحلیل منطقی و مدلهای تحلیلی واقعیت اجتماعی حداقل برای روشن فکران این جوامع بیش از همیشه مورد نیاز است . روشن فکرانی که بدنبال یا همراه مردم بارها در جنگ فرسایشی علیه نظام های پوسیده و از نفس افتاده اقتصادی – سیاسی – اجتماعی شرکت کردند و دوباره بعد از یک دوره کوتاه طناب را به گردن خود دیدند . یکی از نشانه های پیشرفت فکری – علمی جامعه ، قطع رابطه با تحلیلهای ساده عامیانه ، به نفع تحلیل های دقیق تر و منطقی تر و عقلانی تر است . نارسایی های فرهنگی به معنی وسیع کلمه را حاصل استبداد و استعمار دانستن همانند این تفکر کهن است که زلزله و تخریب را ناشی از فسق و فجور بی حد و حصر مردم می دانست . در حالی که اتفاق افتادن زلزله و آتشفشان و نظایر آن ، در بردارنده هزاران قانون مندی طبیعی و علل ویژه خود است . تلاش برای فهم جامعه به صورت دقیق تر و استفاده از مدلهی علمی تر برای بیان واقعیت های اجتماعی یادگار اثر رنسانس است . اروپاییها سعی کردند جامعه را در مجموعه ای از قواعد هماهنگ ، با کارکرد متقابل و نظم اجزاء آن ببینند . این چیزی نبود جز کشف رموز ناپیدای حاکم بر اهرمهای فعالیت اجتماعی انسان . تلاش ماکیاول ، هابز ، مونتسکیو ، آدام اسمیت و کانت و امثال آنها ، جز برای کشف قوانین پنهان قدرت سیاسی ، زندگی اقتصادی و تاریخ به منظور فهم و نظارت بر اهرم های فرماندهی آن چیز دیگری نبود . ماکیاول با نگرش جدید نحوه تسلط به قدرت و نگهداری آن را بیان می داشت و می گفت این امر تابع اخلاق نیست بلکه از ساز و کار خاصی تبعیت می کند . در ابتدا ، برخورد مکانیکی ساده و علت یابی ساده تک عاملی ، پایه و مایه کارهای علمی – اجتماعی را تشکیل می داد . لیکن به مرور این نگاه نارسایی خود را بروز داد و الگوهای پیچیده ارگانیک که در پی به تصویر کشیدن مجموعه و کشف قوانین ان بود به بیان روابط متقابل رفتار اجتماعی انسان و نحوه تأثیر پذیری و کارکرد آن پرداخت . در این تحلیل نظر بیشتر بر کل مجموعه از یک طرف و روابط متقابل عناصر و اجزاء مختلف جامعه از طرف دیگر است . شرط اصلی تحلیل منطقی از واقعیت اجتماعی در مرحله نخست این است که واقعیت اجتماعی دارای ویژگیهای یک نظام است ؛ یعنی اینکه واقعیت مورد مطالعه دارای ویژگیهای زیر است : « 1. واقعیت متشکل از عناصری است که با یکدیگر روابط متقابل دارند . 2. کلیت متشکل از مجموع عناصر قابل تبدیل به « جمع » عناصر نیست 3. ارتباط تقابل عناصر و کلیتی که از آن منتج می شود ، تحت قوانین و ضوابطی جریان دارند و می توانند با تعابیر منطقی بیان شوند . » با چنین فرضی واقعیات اجتناعی جز در یک شکل نظام یافته قابل تحلیل نیستند. در این گونه بررسی ،روش تحلیل از اهم مسائل است،به نحوی که در جریان جامعه را به صورت عوامل متقابل و پیچیده ای ببیند،به طوری که تغییرات ایجادشده دریکی ازعناصرموجب تغییر در عناصر دیگر گردد. و در نهایت فعل و انفعال و انطباق... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 21:6 توسط شهرام کیهان فر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ فقط تلاشی است کم و ناچیز در حد توان، مطالعات و دانش محدود نویسنده که با انتخاب گوشه هایی از تاریخ ، ادبیات و شعر شاعران معاصر و کهن و حتی شاعران گمنامی همچون زنده یاد علی اکبر واله شیدا ،سعی در گسترش فرهنگ شعر و شعر خوانی و مطالعه دارد البته ناگفته نماند که انتخاب اشعار نیمایی، اجتماعی، حماسی و غنایی که بازتاب شرایط امروز جامعه ما باشد در الویت قرار دارد. امید است که برخلاف انتظار اینجانب کاستی ها و سواد ناچیز بنده در زمینه شعر و ادبیات، آسیبی به این فضای پر گهر نرساند. امیدوارم با ارسال اشعار و نظرات خود اینجانب را در این مهم یاری رسانید.
|
|
RSS
|