![]() |
![]() |
|
| شعر ، تاریخ ، ادبیات و ... |
|
این دروغ است که ایل بختیاری قربانی اختلافات داخلی خودش شد و این تهمت بود که چهارلنگ چشم دیدن هفت لنگ را نداشت ؛ ایل را فقط فقر و تنگدستی نابود کرد و بس . با کشف نفت درمناطق ایل روزگارشان سیاه شد بختیاری فریب خورد و به اسم استخراج نفت از سرزمینش بیرونش کردند و چه دردناک ، با پای برهنه ، دست خالی آواره شهرها شد . نفت بلای جانشان شد و آتش به هستی شان زد . نفت که پیدا شد بختیاری سر زبانها افتاد و با هزار نیرنگ از هستی ساقطش کردند . به دست بیش از سی هزار عشایر زحمت کش بختیاری سد درست کردند تا بر روی آبادیهایشان آب بیندازند و اگر دریاچه ای هم ساختند در نهایت منافعشان نصیب خودشان، به اسم خودشان تمام شد و در آخر به ریش بختیاری خندیدند . خصومت ها و دشمنی ها بر علیه بختیاری ها با ایجاد اختلاف و ایجاد مانع و عناوین دهن پرکنی همچون ملی کردن مراتع سبب خشکاندن آن مراتع سر سبز و آباد شد. با همه اینها اگر راهتان را کمی سمت ایل کج کنید خواهید دید آنهایی را که هنوز با تحمل هزاران مشقت دست از ایل و تبار خود نکشیده اند . بختیاری که ادعایی ندارد این مائیم که باید نگاهی به تاریخ بیاندازیم و ببینیم که بختیاری ها بودند که در زمان نادرشاه قندهار را فتح کردند، بختیاری ها بودند که برای مشروطه جنگیدند و این بختیاری ها بودند که هیچ گاه در تاریخ پشت به آزادی نکردند. تقریباً از هشتاد سال پیش عده کثیری از بختیاری ها که از ایل دست کشیدند ، در شرکت نفت شاغل شدند و این سبب پراکندگی آنان و سکونت اجباری شان در شهرهای خوزستان و اصفهان گردید و عده ای هم قاطی روستا ها شدند و خیلی ها هم از روی غیرت و شاید هم ناچاری دست از ایل نکشیدند.
خوب است بدانیم که در ایل بختیاری وقتی سواری ، جنگجویی در جنگ و زد و خورد کشته می شود بر سر قبر او مجسمه ای شیری از سنگ می تراشند و باغ این کار همیشه یاد دلاوری و جوانمردی اش را زنده نگاه میدارند . زن ایل بختیاری هرگز فراغت ندارد چرا که از وقتی خودش را می شناسد کار می کند ، بعد هم که مادر شد زندگی خانواده را می چرخاند و براستی که زن بختیاری یک شیرزن واقعی است . در مراسم عزاداری ، به وقت مردن یک عزیز ، همه با هم آوازی می خوانند اگر فرد بختیاری در جنگ کشته شده باشد دور تا دور لباس خون آلود او حلقه می زنند و همراه نوازندگان گریه می کنند . عزیزترین یادگار یک بختیاری که در جنگ کشته شده باشد اسلحه اوست که برای همیشه در خانواده از آن نگاهداری می کنند . قالیبافان و هنرمندان خوبشان توسط دلال های شهری راهی شهرکرد و نجف آباد شدند تا دلالان به سودی سرشار برسند و اکنون تنها قالی که در ایل بافت می شود نوعی نامرغوب به نام « خرسک » است . مونس بختیاری اسب اوست و عجیب نیست که بدانیم اسب های اصیل و نجیب ایل در کمال بی توجهی یا مردند یا فروخته شدند و امروز موتور سیکلت جای اسب را در بین جوانها گرفته ، به غیر از چند اسبی که مال پیرمردهای ایل است. اگرچه در ایل مثل قدیم ها دل و دماغی نیست تا بزنند و بخوانند ، اما هنوز شاید هستند هنرمندان نوازنده ایل که بنام « توشال» مشهور هستند و در مراسم عروسی آهنگهای شاد را با ساز و دهل می نوازند و در مراسم عزا آهنگهای غم انگیز . و جالبتر آنکه بدانیم در ایل بختیاری هر طایفه ای ، هر تیره ای برای خودش یک نوازنده دارد ، در هیچ طایفه و طیره ای رسم نیست از نوازنده طایفه دیگری استفاده کنند و شما ممکن نیست در میان طوایف و تیره های مختلف ایل یک آهنگ یک نواخت بشنوید . هر طایفه و تیره برای خودش آهنگی دارد . برای هر مراسمی آهنگی مخصوص وجود دارد ، آهنگ مراسم عروسی ، آهنگ مراسم جنگ و حتی آهنگی به اسم « هی بربره» که مخصوص نوازش گوسفندان است و چوپانان به هنگام چرا آن را می خوانند . هنر قالی بافی ، جاجیم بافی و گلیم بافی سالیان سال است که در ایل مرده و دیگر از آن همه نقش و نگار خبری نیست و امروزه شاید عشایری فقط برای نیاز خودش گاهی جاجیمی ، گلیمی و خورجینی ببافد ، آن هم در نهایت ارزانی و سادگی . و چه بد کردند آنانی که شاید به دلایلی چون ناآگاهی و بخل و ترس از کساد شدن کاسبی خودشان و دلایلی دیگر هنرشان را یاد دیگران ندادند . اگر چه حالا در ایل ، ایلخانی وجود ندارد ، اما اگر بخواهید از گذشته اش بدانید ، در قدیم اداره امور ایل به دست خانها بود و بعد کلانتر ها که در اصطلاح ایل به آنها « آ » می گفتند و بعد کدخداها که به آنها « ریش سفید » می گفتند و بعد بزرگترهای خانواده که به آنها « گپ کره بو» می گفتند . بجای اینکه یار و یاور ایل باشند ، در عوض هر جا خبری از نعمتی بود آنجا را غارت می کردند ، مثلاً همین گز انگبین که در اصفهان ساخته می شود ، ماده اصلی اش از « گون » هایی است که در کوهستانهای بختیاری وجود دارد در گذشته همینکه فهمیدند در این منطقه درآمدی وجود دارد به اسم ملی کردن در این مناطق حصار کشیده شد و بعد به بختیاری هایی که سالها در آن منطقه زندگی می کردند حتی اجازه ندادند دامهایشان را به چرا ببرند ، امروزه در اثر مصرف زیاد و بی توجهی ، بسیاری از آنها خشک شدند . با همه اینها همین حالا هم بختیاری بزرگترین ایل ایران است . از شهررضا ، تا شهرکرد و کوهرنگ و نصف منطقه خوزستان بختیاری ها را می توانید ببینید اما ایل سالهاست که پراکنده شده و تجمع گذشته اش را از دست داده . به روایتی تاریخی در خود قوم نقل است که در قدی دو نفر بودند به نامهای « انزان و انشان » از اقوام آریا که به طرف ایران کوچ کردند . « انزان » که همین قوم بختیاری بزرگ باشد و « انشان » که کهکیلویه و بویراحمد باشد . حفظ آداب و رسوم قومی در میان ایل متفاوت است ، یعنی آن عده از بختیاری ها که فاصله شان با شهرها کم بوده و رفت و آمد زیاد داشته اند خیلی از آداب و رسوم ایلی را کنار گذاشته اند بالعکس آنها که فاصله شان با شهر زیاد بوده ، هنوز بات همان آداب و رسوم گذشته زندگی می کنند، یا شاید حتی تیره هایی را بتوان پیدا کرد که تا به امروز ماشین ندیده اند . امروز وقتی با زبان اصیل بختیاری برای آنها که شهر نشین شده اند صحبت کنید ، خیلی از لغات این زبان را از یاد برده اند و گاهی حتی قادر به جواب دادن هم نیستند . تقیسمات ایل از گذشته تا بحال به این قرار بوده ، ایل – طایفه - تش – کره بو به درستی از روایت ها و قصه ها نمی توان درباره چهار لنگ و هفت لنگ قضاوت کرد اما شاید تقسیم ایل به چهار لنگ و هفت لنگ ناشی از یک سیاست بوده ؛ سیاست جدایی افکنی میان ایل در جلوگیری از اتحادشان و بعد ایجاد تفرقه و جنگ و ستیز برای تضعیف ایل و ... هر کدام از این دو ایل از طوایف و تیره های بسیار زیاد تشکیل شده اند . اگر چه تاریخ بختیاری آنچنان هم مکتوب نیست اما به جرأت می توان گفت که : قدمت ایل بختیاری به قدمت تاریخ است
(تقدیم به همه هموطنان شریف بختیاری به خصوص دوست عزیز |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 21:33 توسط شهرام کیهان فر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ فقط تلاشی است کم و ناچیز در حد توان، مطالعات و دانش محدود نویسنده که با انتخاب گوشه هایی از تاریخ ، ادبیات و شعر شاعران معاصر و کهن و حتی شاعران گمنامی همچون زنده یاد علی اکبر واله شیدا ،سعی در گسترش فرهنگ شعر و شعر خوانی و مطالعه دارد البته ناگفته نماند که انتخاب اشعار نیمایی، اجتماعی، حماسی و غنایی که بازتاب شرایط امروز جامعه ما باشد در الویت قرار دارد. امید است که برخلاف انتظار اینجانب کاستی ها و سواد ناچیز بنده در زمینه شعر و ادبیات، آسیبی به این فضای پر گهر نرساند. امیدوارم با ارسال اشعار و نظرات خود اینجانب را در این مهم یاری رسانید.
|
|
RSS
|