![]() |
![]() |
|
| شعر ، تاریخ ، ادبیات و ... |
|
نازک آرای ((تن ساقه گلی)) که به جانم کشتم و به جان دادمش آب ای دریغا به برم می شکند نیما یو شیج (هست شب) هست شب، یک شب دم کرده و خاک رنگ رخ باخته است. باد- نوباوه ی ابر- از بر کوه سوی من تاخته است. هست شب،همچو ورم کرده تنی گرم در استاده هوا هم از این روست نمی بیند اگر گمشده یی راهش را. با تنش گرم، بیابان دراز مرده را ماند در گورش تنگ به دل سوخته ی من ماند. به تنم خسته،که می سوزد از هیبت تب! هست شب. آری شب (نام بعضی نفرات) یاد بعضی نفرات روشنم می دارد: اعتصام یوسف، حسن رشدیه. قوتم می بخشد ره می اندازد و اجاق کهن سرد سرایم گرم می آید از گرمی عالی دمشان. نام بعضی نفرات رزق روحم شده است. وقت هر دلتنگی سویشان دارم دست جرئتم میبخشد روشنم می دارد. (خانه ام ابری ست) خانه ام ابری ست یکسره روی زمین ابری ست با آن. از فراز گرد نه خرد و خراب و مست باد می پیچد. یکسره دنیا خراب از اوست و حواس من! آی نی زن که ترا آوای نی برده ست دور از ره کجا یی؟ خانه ام ابری ست اما ابر بارانش گرفته ست. در خیال روزهای روشنم کز دست رفتندم، من به روی آفتابم می برم در ساحت دریا نظاره. و همه دنیا خراب و خرد از باد است و به ره، نی زن که دایم می نوازد نی، در این دنیای ابراندود راه خود را دارد اندر پیش |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 19:55 توسط شهرام کیهان فر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ فقط تلاشی است کم و ناچیز در حد توان، مطالعات و دانش محدود نویسنده که با انتخاب گوشه هایی از تاریخ ، ادبیات و شعر شاعران معاصر و کهن و حتی شاعران گمنامی همچون زنده یاد علی اکبر واله شیدا ،سعی در گسترش فرهنگ شعر و شعر خوانی و مطالعه دارد البته ناگفته نماند که انتخاب اشعار نیمایی، اجتماعی، حماسی و غنایی که بازتاب شرایط امروز جامعه ما باشد در الویت قرار دارد. امید است که برخلاف انتظار اینجانب کاستی ها و سواد ناچیز بنده در زمینه شعر و ادبیات، آسیبی به این فضای پر گهر نرساند. امیدوارم با ارسال اشعار و نظرات خود اینجانب را در این مهم یاری رسانید.
|
|
RSS
|