![]() |
![]() |
|
| شعر ، تاریخ ، ادبیات و ... |
|
نتوان دیدنت آن دیده که بینا نشود آری هر دیده یقین دیده دانا نشود دل چون شیرم دربند سلاسل نرود تا که زنجیر از ان زلف سمن سا نشود در سر کوی تو افتاده چسان بر خیزم از تو یک گوشه چشمی اگر ایما نشود ماه تابنده بزیبایی روی تو قسم مثل آن عارض زیبای تو زیبا نشود نه مکم تا لب لعلت نچشم لذت قند آری شیرین دهن از گفته حلوا نشود زایر کعبه کوی تو چه سازدجنت جز سر کوی توام مامن و ماوا نشود سر بکف تا که به یک بوسه سودا سازم گفت بیهوده مزن چانه که سودا نشود ساقی اسرار غم عشق نخواهم گقتن تا می و مطربک و ساز مهیا نشود عهد کردم که می ناب ننوشیم دیگر تا که صحن چمن و گوشه صحرا نشود طره بر عارض گلبرگ پریشان منما |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 21:8 توسط شهرام کیهان فر |
|
|
تو را ای عکس در دنیای خود نیکو نشان بینم در عالم چند روزی خویشتن را میهمان بینم نرفته مدتی دور طفولیت عجب شد طی که خود را در ردیف نوجوانان نوجوان بینم هنوز از این جوانی لذتی نابرده در آفاق شده مویم سفید از عالم پیری نشان بینم یقین دارم اگر پیری رسیدم نگذرد چندی به وقت دیگرش از خویش مشتی استخوان بینم هر آنکس عاقل است البته بر دنیا نه بندد دل سرای کاروان دنیا و مردم کاروان بینم مخور غم واله شیدا نفس باقی است نیکی کن که نام نیک را اندر زمانه جاودان بینم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 21:3 توسط شهرام کیهان فر |
|
|
گشته به تار گیسوی تو پای بست دل نه با خیال لعل لبت می پرست دل دیوانه وار سنگ ملامت ز بسکه خورد ای سنگدل بیا نگهی کن شکست دل زر خواستی ز روی ارادت بکف نهاد دستم بگیر رفته زکف آنچه هست دل طواف وار بر سر کویت قدم زدم خرم کسی ز قید علایق که رست دل بر خط و خال و طلعت شیرین شمایلت پایبند محض بوده ز روز الست دل کج کج مکن نظاره که از تیر غمزه ات مجروح شد ز طرز نگاه تو جست دل خورده مگیر واله شیدا که می خورد گردیده بند بند وی امروز مست دل |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 20:53 توسط شهرام کیهان فر |
|
|
اگر گرسنه شوم ازتو نان نمی طلبم کشندم ار زتو هرگز امان نمی طلبم اگر بمرده دهی جان بمیرم و بروم خوش است مرگ مرا از تو جان نمی طلبم اگر زتشنه لبی غش کنم کباب شوم بود بدست تو آب روان نمی طلبم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 20:50 توسط شهرام کیهان فر |
|
|
مام وطن دور زتو هر گزند ای تو دوای دل هر دردمند عشق تو اندر تن ما بند بند بردن نامت بزبان سربلند
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 20:56 توسط شهرام کیهان فر |
|
|
ای وطن ای مدفن اجداد ما خرمی خاطر ناشاد ما مهر تو کی میرود از یاد ما
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 20:46 توسط شهرام کیهان فر |
|
|
هر کس بسال و ماه بگوید دروغ را شکراله زاده حرف زند روز و شب دروغ لازم شود وکیل اگر بر دروغیان از رشت او شود به تعیین منتخب دروغ بر بندگان دروغ فروشند دیگران سهل است بنده او دهد از بهر رب دروغ لفافه را بروی دروغ آنچنان کشد ناگفته بر رسول شد ابولهب دروغ سرمایه اش دروغ و تقلب بود چنان از چپ براست راست بگوید بچپ دروغ حرفی زند به یکسر سوزن براستی از پشت سر فرو کندت یکوجب دروغ از بسکه حرف راست نیاورده بزبان میداند احترام دروغ و ادب دروغ یک حرف راست آخر شعبان بپرس از او فوراً جواب می دهدت از رجب دروغ از روزه و نماز و قعود و قیام هم واجب بر او دروغ بود مستحب دروغ کارش ببین کشیده به جایی که آمده میگوید او بواله شیدا عجب دروغ گوید طلوع کرده ترا هجو گفتمش هرگز نگفته او بکسی بی سبب دروغ گفتم خر است .. تو برریش آنکسی پیوسته آورد بزبانش ز لب دروغ هر کس ترا ریاست تلفن نهاده نام بر معدن دروغ نهاده لقب دروغ هی میخ را به نعل زنی نعل را به میخ از دست تو همیشه بود در تعب دروغ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 16:46 توسط شهرام کیهان فر |
|
|
چرایی بی خبر از خیر و شر ای ملت ایران دهی تشخیص تا نفع و ضرر ای ملت ایران خموشی تا کجا،آلودگی،افسردگی تا چند که روز از شب، شب از روزت بتر ای ملت ایران کجا رفت از تو ای اهل وطن حس وطن خواهی خموده گوشه ای چون محتضر ای ملت ایران چو طفلان در پی بازی چرا پیران این کشور همه مشغول در هر رهگذر ای ملت ایران توانی خانه را آباد کن بیگانه بیگانه ست مکن ویرانه از این بیشتر ای ملت ایران یقین حیف است دیگر بعد از اینها خواب خرگوشی توسل جوی بر علم و هنر ای ملت ایران پرستش کن وطن را همتی بنشان درختی را بر اخلافت دهد نیکو ثمر ای ملت ایران توانی تو زراعت را،فلاحت را ترقی ده نماید راست دهقانی کمر ای ملت ایران کنون سرمایه تجار ثروتمند راه انداز بنا کن کار بهر کارگر ای ملت ایران ز ملبوس وطن آرایش تن ده تفاخر کن ببر از خارجه بر خود نگر ای ملت ایران بده تشکیل کمپانی که زر خیز است خاک تو معادن زیر خاکت منتظر ای ملت ایران بکن چاه و عروس نفت را از چاه بیرون کن چو یوسف ده بر عالم جلوه گر ای ملت ایران چو فصادی به هر جا چشمه نفت است پیدا کن بزن اندر رگ او نیشتر ای ملت ایران بیاور کارخانه احتیاج خود مهیا دار مخر از خارجه قند و شکر ای ملت ایران یقین تکمیل سازد همت مردان ایرانی در ایران راه آهن سر به سر ای ملت ایران دعای این وطن گردیده ذکر واله و شیدا به هر روز و شب و شام و سحر ای ملت ایران |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 16:40 توسط شهرام کیهان فر |
|
|
منم اندر زمانه عاشق شیدای دیوانه تماشا می کنم بر عارض زیبای دیوانه عذارش برگ گل ماند بهاران در گلستانها به سرو چو بهاران قامت رعنای دیوانه همی خواهد دلم هر روز شب یک بوسه بستانم از آن لعل لب یاقوت روح افزای دیوانه جمال نازنین و دلربا و دلستان دارد ز نرگس دل ربوده دیده ی شهلای دیوانه خدا داند اگر گنجی مرا در زیر سر باشد نثارش می کنم یکدفعه زیر پای دیوانه چه سازم عاشقم جز نقد جان اندر کفم نبود فدا سازم تبسم گر کند لبهای دیوانه بهشتی رو سمن سو باهوش گلچهره زیبنده به جنت هم نباشد یک نفر همتای دیوانه بمیرم غش کنم واله شوم دیوانه می گردم بحرف آید اگر آن غنچه گویای دیوانه چه دیوانه گرعاقل آنچه را در آینه بیند به خشت خام بیند دیده ی بینای دیوانه |
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 11:52 توسط شهرام کیهان فر |
|
|
در تولد نوه حاج آقا ... غصه دیرین سر آمد بارک الله مرحبا یک فروزان اختر آمد بارک الله مرحبا این حمیده نورسیده نوردیده بهتر از شهد و شیر و شکر آمد بارک الله مرحبا نی غلط گفتم ، به است از شربت و شیر و شکر از عسل شیرین تر آمد ، بارک الله مرحبا لوءلوء در است ، مرجان است این طفل ملوس برلیانت و گوهر آمد بارک الله مرحبا کن نثار یک تماشای لب چون لعل او آنچه از سیم و زر آمد بارک الله مرحبا آنچه در دنیا قشنگ و خوب می باشد از آن خوبتر این دختر آمد بارک الله مرحبا یازده بعد از هزار و سیصد شمسی شده انتهای آذر آمد بارک الله مرحبا مقدمش از واله شیدا شنو تبریک نو |
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 11:49 توسط شهرام کیهان فر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ فقط تلاشی است کم و ناچیز در حد توان، مطالعات و دانش محدود نویسنده که با انتخاب گوشه هایی از تاریخ ، ادبیات و شعر شاعران معاصر و کهن و حتی شاعران گمنامی همچون زنده یاد علی اکبر واله شیدا ،سعی در گسترش فرهنگ شعر و شعر خوانی و مطالعه دارد البته ناگفته نماند که انتخاب اشعار نیمایی، اجتماعی، حماسی و غنایی که بازتاب شرایط امروز جامعه ما باشد در الویت قرار دارد. امید است که برخلاف انتظار اینجانب کاستی ها و سواد ناچیز بنده در زمینه شعر و ادبیات، آسیبی به این فضای پر گهر نرساند. امیدوارم با ارسال اشعار و نظرات خود اینجانب را در این مهم یاری رسانید.
|
|
RSS
|