![]() |
![]() |
|
| شعر ، تاریخ ، ادبیات و ... |
|
(( ... دلم از مرگ بیزار است ؛ که مرگ اهرمن خو آدمی خوار است . ولی ، آن دم که زاندوهان روان زندگی تار است ؛ ولی ، آن دم که نیکی و بدی را گاه پیکار است؛ فرو رفتن به کام مرگ شیرین است همان بایسته ی آزادگی این است)) آری، آری جان خود در تیر کرد آرش. کار صدها صدهزاران تیغه ی شمشیر کرد آرش... روزگاری بود، روزگار تلخ و تاری بود. بخت ما چون روی بد خواهان ما تیره، دشمنان بر جان ما تیره، شهر سیلی خورده هذیان داشت؛ بر زبان بس داستانهای پریشان داشت. زندگی سرد و سیه چون سنگ؛ روز بدنامی، روزگار ننگ. غیرت اندر بندهای بندگی پیچان؛ عشق در بیماری دل مردگی بی جان. ترس بود و بالهای مرگ؛ کس نمی جنبید،چون بر شاخه برگ از برگ. سنگر آزادگان خاموش خیمه گاه دشمنان پر جوش...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم دی 1386ساعت 20:14 توسط شهرام کیهان فر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ فقط تلاشی است کم و ناچیز در حد توان، مطالعات و دانش محدود نویسنده که با انتخاب گوشه هایی از تاریخ ، ادبیات و شعر شاعران معاصر و کهن و حتی شاعران گمنامی همچون زنده یاد علی اکبر واله شیدا ،سعی در گسترش فرهنگ شعر و شعر خوانی و مطالعه دارد البته ناگفته نماند که انتخاب اشعار نیمایی، اجتماعی، حماسی و غنایی که بازتاب شرایط امروز جامعه ما باشد در الویت قرار دارد. امید است که برخلاف انتظار اینجانب کاستی ها و سواد ناچیز بنده در زمینه شعر و ادبیات، آسیبی به این فضای پر گهر نرساند. امیدوارم با ارسال اشعار و نظرات خود اینجانب را در این مهم یاری رسانید.
|
|
RSS
|