![]() |
![]() |
|
| شعر ، تاریخ ، ادبیات و ... |
|
روزهای خوب بازی لحظه های ناب شادی بچگی ... در محیطی امن و زیبا می گذشت ... انقلابی آمد و روزهای کودکی مان را ربود. امتداد حلقه ی تعلیممان از هم گسست . در چراغی نیم سوز و ملتهب سوختند آن لحظه های زیستن . هیچ گوشی به صدای من فریاد ، گوش نبود . هرکسی ، کیسه ای دوخته بود . سر هر کوچه یکی ، مدعی بود . راهی کوچی اجباری شدم ! هر کجا بودم هر نگاهی هر صدایی بویی از بیگانگی ، تحقیر داشت . هر نفس بیگانه بود با من ، که بی ریشه گهی اینجا ، گهی آنجا بدنیال بهشتی گمشده سرخورده ... سراب آرزوها را رها کردم بازگشتم رو به سوی آن صدایی که می گفت ، توانی خانه را آباد کن ، بیگانه بیگانه است . خانه ام اینجاست ، گرچه پر درد است لمس نگاه آن کسی که نان ندارد یادم آمد حرف شاعر ؛ کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من این حقیقت زنده گشت در من ، خوب یا بد زشت یا زیبا خانه ام اینجاست . میهنم ایران من گر چه سوختند لحظه های ناب من لحظه ها ی من فدای ذره هر خاک من . می سازمت ، ای جان من دست بدست با همت یاران من .
شهرام کیهان فر |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 14:38 توسط شهرام کیهان فر |
|
|
عمر خلیفه ثانی را روزی در حین نماز یکی از ایرانیان که فیروز نام و ابو لؤ لؤ کنیه داشت و غلام مغیرة بن شعبه بود ، با خنجری ضربت زد و خلیفه شش روز بعد به همان زخم مرد و او را در جنب پیغمبر و ابوبکر به خاک سپردند . مدت خلافت عمر ده سال و شش ماه و هشت روز بود و او در این مدت قلیل علاوه بر فتح ممالک وسیعی که تسخیر آنها برای کمتر کسی در این ظرف زمان میسر شده برای اداره مملکت به انشاء بعضی تآسیسات اقدام کرده که آنها نیز از بزرگترین خدمات او به اسلام است از آن جمله است ترتیب تاریخ هجری و تآسیس بیت المال و دفاتر مالیاتی بنام دیوان به تقلید ایرانیان و تنظیم امر صدقات و خراج و بنای شهرهایی در بلاد مفتوحه بدست سرداران خود مثل، کوفه و بصره در عراق و فستات در مصر. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 13:46 توسط شهرام کیهان فر |
|
|
همانطور که میدانیم خسرو پرویز در نتیجه تغییر مزاجی که نسبت به ابوقابوس نعمان ابن منذر پادشاه حیره تحت الحمایه خود پیدا کرده بود او را در سال 613 میلادی در زیر پای فیل هلاک کرد. این حرکت خسروپرویز جماعتی از عرب را که به تعصب قومی مشهورند به پادشاه ایران و ایرانیان خشمگین ساخت و از ایشان قبیله ی بکربن وائل از اعراب اسماعیلیه که در نزدیکی خاک آل لخر سکونت داشتند،علناً بر ضد عمال خسرو پرویز قیام کردند. پادشاه ایران مجبور شد که سپاهیانی به سرداری هامرز به سرکوبی اعراب قبیله ی بکر بفرستد. بنی بکر لشکریان ایران و جمعی از اعرابی را که به یاری ایشان آمده بودند مغلوب کردند و هامرز را در این واقعه که به وقعه ی ذوقار موسوم است در سال دوم هجرت کشتند. جنگ بین ذوقار اگرچه در تاریخ ایران از لحاظ نظامی اهمیتی ندارد و ابداً موجب اثر و نتیجه ای نشده لیکن برخلاف، برای اعراب واقعه ی بسیار مهمی بوده، چه اولاً به ایشان فهمانده است که ایران این زمان ایران زمان شاپور و انوشیروان نیست و لشکریان و پادشاه آن دیگر آن قدرت و سیاست سابق را ندارد و غلبه یافتن بر ایرانیان برای عرب که همیشه مخذول و کوفته ی ایشان بوده امری است ممکن. ثانیاً چون هرج و مرج و اوضاع ناگواری که پس از مردن خسروپرویز در دربار و وضع سلطنت ایران رخ داد هیچ کس به فکر گرفتن انتقام از قبیله ی بکر و تنبیه انان برنیامد، بر عرب ثابت شد که داخله ی ایران سخت خراب است و راه برای حمله و هجوم به آن سرزمین باز. در خلافت ابوبکر یکی از رؤسای عرب از قبیله ی بنی شیبان که مثنی بن حارثه نام داشت و غالباً با کسان خود بر قسمتی از خاک سرحدی ایران که عرب آن را سواد میگفتند به عنوان غارت دستبرد میکرد پیش خلیفه آمد و وضع خراب ایران را بیان نمود و از خلیفه خواست که او را بر تازه مسلمانان قبیله ی خود ریاست و در مرز ایران غربی پیش قدم مسلمین قرار دهد. ابوبکر نیز چنین کرد و چون خالدبن الولید را از مدینه با سپاهیانی به طرف حیره فرستاد به مثنی امر داد که تحت امر و اطاعت خالد قرار گیرد ، چند نفر دیگر از رؤسای عرب از جمله یکی از سران قبیله ی بکر هم که در واقعه ی ذوقار بر لشکر ایران قلبه نموده بودند، عین معامله ی مثنی را در پیوستن به سپاه خالد معمول داشتند و معاضد و رهنمای او برای حمله به ایران شدند. خالد ابتدا به طرف حیره که اول آبادی ایران غربی و برکنار بادیه ی عربستان بود متوجه شد. اهل حیره تسلیم شدند و در سال 12 هجری مبلغی گزاف به خالد بخشیدند تا از سر خون ایشان درگذشت و قرار کردند که هر سال نیز خراجی به مسلمین بپردازند. خالد تصمیم ایشان را به این شرط پذیرفت که از این تاریخ به بعد مردم حیره جاسوس مسلمین بر ایران باشند، وجود غنایم را هم به مدینه فرستاد و این اول مالی بود که مسلمین به آن شهر به عنوان تقسیم بین مسلمانان دیگر فرستادند . با فتح حیره از طریق وادی فرات ، راه جنوب عرب و جلگه خوزستان بر روی سپاه اسلام گشوده شد. خالد بلادرنگ مثنی را معمور شوشتر کرد و یکی دیگر از سران عرب را به فتح بندر ابله ( محل بصره حالیه) فرستاد و خود به تسخیر آبادی های کنار فرات مشغول شد از آن جمله به شهر انبار در کنار فرات محل ذخیره و آذوقه ی لشکر ایران بود،حمله برد و پس از محاصره و س وختن قسمتی از حومه ی آن شهر مردم آنجا را به تسلیم و دادن مالی مجبور ساخت. خالد تا ربیع الاول سال 13 هجری در عراق بود و در این مدت او سپاهیانش مردم بلاد سرحدی ایران از کشتن و غارت اموال و به اسیر بردن زن و مرد صدمات بسیار زدند و در پاره ای موارد بدون هیچ اغراقی از کشتار مردم بیگناه به این اسم که قبول اسلام نکردند جوی خون راندند. در تاریخ مزبور ابوبکر خالد را از عراق خواست و به یاری ابوعبیدة بن الجراح مأمور شام کرد. چون خلافت به عمر رسید ، پدر مختار معروف یعنی ابو عبید ثقفی از طرف خلیفه به سرداری سپاه مأمور فتح ایران نامزد و روانه گردید و مثنی بن حارثه دستور داده شد که مطیع امر سردار جدید باشد . عمر به مثنی پیغام داد که اگر شتابزدگی تو در کارها نبود ، سرداری سپاه را به تو می سپردم اما چون برای اداره جنگ مردی محتاط و با درنگ لازم است ، ابو عبید را برگزیدند . ابو عبید در طی راه هر جا به قبایل عرب می رسید ، ایشان را بنام جهاد به غارت ایران تطمیع می کرد و به این تدبیر جمع کثیری از این مردم که عمر به این عمل می گذراندند ، با خود به طرف ایران کشاند و ابتدا به سمت خوزستان پیش راند لیکن پس از غارت و تسخیر عده ای از آبادیهای آن ناحیه به عزم فتح مداین پایتخت ساسانیان و عبور از فرات به حیره برگشت . منبع : تاریخ ایران بعد از اسلام ، عباس اقبال آشتیانی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 13:20 توسط شهرام کیهان فر |
|
|
در پي تخريب سند هويتي خليج فارس، ريـيـس سـازمـان مـيـراث فـرهـنـگـي و گردشگري استان بوشهر با تاييد خبر تخريب 10 تا 15 درصدي اين كتيبه تاريخي گفـت: اين كتيبه با هماهنگي نيروي انتظامي، بخشداري خارك و مقامات محلي نگهداري ميشد. احمد بخشي در جريان تخريب كتيبه هخامنشي كه روز جمعـه به دست عده اي ناشناسانجـام شد، در خصوص مراقبت هاي سـازمـان ميراث فرهنگي بوشهر براي جلوگيري از تخريب اين كتيبه اظهار داشت: در فاصله 50 تا 60 متري كتيبه، كيـوسـك حـراسـت نفت قرار دارد كه نيروي انتظامي هم آنجا بهصورت شبانه روز كشيك ميدهد. وي همچنين با اشاره بـه كشيـدن فنس قفل و كليددار در اطراف اين كتيبه، گفت: آنجا كشيكي داريـم كــه بـه كتيبـه سـركشـي و آنرا چك ميكند، با وجود اين، روز جمعه به ما خبر رسيد كه فردي با ورود به محوطه، روي قسمتي از كتيبه خط كـشـيـده است. وي در پاسخ به اين پـرسـش كـه اگـر كـتيبه مراقب دايم داشـته، چگونه تخريب شده است؟ گفت: كشيك شبانهروز مراقب بوده، اما حالا ممكن است، يك زمان، جايي رفته باشد كه فرد مظنون هم از همان لحظه استفاده كرده است. دشتي بر بررسي براي شناسايي مظنون تأكيد كرد و افزود: روي قسمتهايي از كتيبه خط كشيده شده است و احتمال دارد، فرد مظنون با ميخ يا چيزي شبيه آن اين كار را كرده باشد. وي همچنين با تـأيـيـد عـمـدي بودن تخريب كتيبه تــاريـخـي خـارك، تـصـريـح كـرد: مـا بـهدنبـال مظنون هستيم، ولي نبايد اطلاعات را بيرون دهيم، چون ممكن است كه مظنون از دست برود. بخشي همچنين از شناسايي فردي مظنون در ارتباط با تخريب كتيبه هخامنشي خبر داد و گفـت: بـهدليل مسايل امنيتي، درباره فرد مظنون و قصد او از تخريب عمدي اثر، نميتوان چيزي گفت؛ ولي بـا هـمـكـاري دادگستري و يگان حفاظت سازمان، مظنون را شناسايي كردهايم و با ارائه اطلاعات، ممكن است كه او خود را مخفي كند. رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان بوشهر همچنين در پاسخ به اين پرسش كه انگيزه تخريبكننده اثر از اين اقدام چه بوده است، به ايسنا گفت: ما محكم بهدنبال كار هـسـتـيم و چـون درحـال پـيـگـيـري هستيم، نبايد اطلاعات را منتشر كنيم. البته ممكن است كه فرد مظنون فرصت نكرده باشد، همه اثر را از بين ببرد. كسي كه اين كار را انجام داده، مترصد زمان بوده است. وي درباره انتقال اين كتيبه به موزه نيز گفت: كتيبه روي صخره قرار گرفته و همين ويژگي، نشانه اصالت آن است و اين اثر را نميتوان منتقل كرد. او با اشاره به بازديدش از كتيبه تاريخي خارك پس از تخريب آن، افزود: حدود 10 تا 15 درصد آن دچار تخريب شده و مشخص است كه كتيبه تاريخي خارك خيلي متضرر نشده است و قسمتهاي اصلي آن مشكلي ندارند. البته دشتي در شرايطي اين سخنان را مطرح مي كند كه معاون بخشدار جزيره خارك اعلام كرده است: هفتاد درصد نوشتههاي كتيبه بهشدت آسيب ديده و تنها يك خط از آن سالم مانده است. منبع : روزنامه آفتاب یزد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 11:8 توسط شهرام کیهان فر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ فقط تلاشی است کم و ناچیز در حد توان، مطالعات و دانش محدود نویسنده که با انتخاب گوشه هایی از تاریخ ، ادبیات و شعر شاعران معاصر و کهن و حتی شاعران گمنامی همچون زنده یاد علی اکبر واله شیدا ،سعی در گسترش فرهنگ شعر و شعر خوانی و مطالعه دارد البته ناگفته نماند که انتخاب اشعار نیمایی، اجتماعی، حماسی و غنایی که بازتاب شرایط امروز جامعه ما باشد در الویت قرار دارد. امید است که برخلاف انتظار اینجانب کاستی ها و سواد ناچیز بنده در زمینه شعر و ادبیات، آسیبی به این فضای پر گهر نرساند. امیدوارم با ارسال اشعار و نظرات خود اینجانب را در این مهم یاری رسانید.
|
|
RSS
|