![]() |
![]() |
|
| شعر ، تاریخ ، ادبیات و ... |
|
واژه ی ترک در زبان پهلوی به معنی تورانی یعنی بیگانه آمده است. ترک در زبان فارسی به معنی کلاهخود و واژه ی تورک به معنی نیرومند و استوار ذکر گردیده است . در سده ی پنجم میلادی قبایل و اردوهایی با اقوام آشینا درهم آمیخته و نام تورک بر خود نهادند. این واژه در میان چینی ها به صورت توکیو و کم کم به تورک و ترک تبدیل گشت. اعراب، همه ی کوچ نشینان آسیای مرکزی را ترک نامیده اند. واژه ی ترک در شاهنامه ی فردوسی در همه جا به معنی تورانی و بیگانه آمده است. در برهان قاطع تالیف محمد حسین خلف تبریزی این واژه با عناوین ترک به معنی دوشیزه و ترک به معنی معشوقه و غلام آمده است. وازه ی ترک در دیوان حافظ شیرازی : ترک قومی مهاجم.«به تنگ چشمی آن ترک لشکر می نازم که حمله برمن درویش یک قبا آورد.»« یکی است ترکی و تازی در این معامله، حافظ حدیث عشق بیان کن بدان زبان که تو دانی.» برابر دستاویزها ومنابع تاریخی تأثیر زبان ترکی در ایران از دوره ی غزنویان و سلجوقیان آغاز گشته و در سالیان نخستین سده ی هفتم هجری با آمدن مغولان تهاجم این زبان گسترش یافته است. زبان آذری، گویشی رسا و ایرانی بوده که در پی تهاجمات فرهنگی بیگانگان و قتل عام قوم دلاور آذری تحت تأثیر قرار گرفته است. لیکن ریشه ی این گویش بسیار عمیق و پویا است. امروزه بر جوانان و اهل تفکر آذربایجان لازم می نماید که با درایت به تجدید دوباره ی این زبان مقدس ایرانی بپردازند و آن را از واژه های بیگانه بپالایند. در برخی از آثار تاریخی اعراب در مورد زبان آذربایجان چنین آمده است : ابن حوقل در سفرنامه اش در سده چهارم هجری می نویسد: «زبان مردم آذربایجان و بیش تر ارمنیه، فارسی است و عربی نیز میان آنان رواج دارد.» ابوسحاق ابراهیم اصطخری(متوفی 346 ه.ق) به نقل از صورالاقالیم ابوزید سهل بلخی(متوفی 322 ه.ق)می نویسد : «و این حدود (آذربایجان) همه زبان تازی و فارسی دارند و مردمان اردبیل زبان ارمنی می دانند»، «فارسی ایشان(یعنی مردم آذربایجان) فهمیدنی است.» نگارنده ی مقاله می نویسد: «شخص من در هیچ یک از کتاب های تاریخی تا جنگ صلیبی اصلأ نامی از کردها ندیده ام و...» «لازم است بدانید قبل از ماد قوم ماننا(مانا)، هیت و قبل از آن ها و در زمان آن ها اورارتویی ها و قبل از آن ها هوری ها در این سرزمین که ایشان ارومیه نام برده اند، زندگی می کرده اند که نشا نه های آن در تپه ی حسنلوی سولدوز و گوی تپه ی ارومیه واسکو دیده می شود» نامیق صفی زاده - آناهید مرداد و شهریور ۱۳۸۳ خورشیدی ادامه دارد... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 1:28 توسط شهرام کیهان فر |
|
|
در یکی از هفته نامه های منتشر شده در آذربایجان مقاله ای چاپ شده بود که نویسنده ی محترم، تاریخ کرد، زبان های کردی، و فارسی را به شدت زیر سوال برده ومنکر زبان و ادبیات کردی و هویت تاریخی کرد در ارومیه و آذربایجان در آیینه ی تاریخ گردیده اند. این چندمین بار است که این گونه نشریات برای نیل به مقاصد سیاسی و جلب خوانندگان بیش تر، ملت باستانی کرد را زیر سوال می برند و از فضای مطبوعاتی حاکم بر جامعه مدنی سوء استفاده می کنند و متأسفانه برخلاف قانون مطبوعات از چاپ جوابیه ها نیز امتناع می ورزند به طریقی که هم نژادان این جانب به خاطر این تاخت و تازها در خطه ی تاریخی آتروپاتکان زادگاه باستانی خود دچار یأس می گردند. مولف مقاله آورده است:«جغرافیای استان آذربایجان غربی را هم وقتی که می خوانیم در جای جای کتاب نوشته شده است که ارومیه،سلماس،خوی،ماکو و...اصالتاً ارمنی نشین بود...». قطعاً جواب این مقوله بسیار ساده و آسان است : اولاً؛ ارامنه قومی آریایی و از نژاد اصیل ایرانی می باشند. ثانیاً هم اکنون درمنطقه ی ارومیه ومناطق ذکرشده قریب به 400 کلیسا وجود دارد که بسیاری از آن ها در فهرست آثار باستانی به قدمت بالغ بر هزار ساله ثبت شده است و این خود نشانگر قطعیت زیستگاه ارامنه در کنار اقوام کرد، آذری و آشوری در ارومیه و سایر مناطق مذکور می باشد. نویسنده ی مقاله ازتوهین به ترک در کتاب های تاریخ و کتاب های ادبیات فارسی در مدارس ایران گله کرده است. مطمئناً به استناد اوراق تاریخی، داده های باستان شناسی، تحقیقات مستشرقین ومورخین داخلی و خارجی همگان نیک واقفند که ما در ایران نژادی، به نام ترک نداریم واگر مراد نویسنده تکلم قوم دلاور آذری است، در سراسر نوشته های این سرزمین جز شرح دلاوری آنان چیزی درج نیست. بدیهی است زبان مردم آذربایجان،گویشی ایرانی و وابسته به زبان های باستانی است و هر مورخ صاحب مرامی به زبان آذری و مردم غیور آذربایجان به عنوان زبان ایرانی و مردمی ایرانی تبار می نگرند. در هیچ کجای اوراق تاریخی هیچ محققی به وجود قومی ترک زبان در ایران به عنوان ملتی ایرانی اشارت نداشته است و به دلال زیر گویش آذری، زبانی ایرانی است و زبان کنونی مردم دلاورخیز آذربایجان را از سه جنبه می توان بررسی کرد: 1- به لحاظ فونتیک یا ادای الفاظ: شیوه ی بیان زبان کنونی آذربایجان ممزوجی از گویش آذری باستان و فارسی می باشد که در آن مقداری اطلاحات ترکی تأثیر داشته است. 2- از دیدگاه صرف و نحو یا استخوان بندی زبان : زبان رایج فعلی آذری با وجود غلبه ی مواد زبان های باستانی ایرانی، تصاویری از گویش ترکی را با خود دارد. 3- از لحاظ مواد تشکیل دهنده ی لفظی ومعنوی زبان، غلبه با عنصر ایرانی است. زبان فعلی آذربایجان علی رغم دگرگونی ها، با دیگر زبان های ایرانی همراه با تغییرات و اصطلاحات و امثال، وجوه مشترک دارد و این مقوله حاکی از آن است که شهروندان آذری همانند دیگر هموطنان خود می اندیشند، تعبیر می نمایند و تمثیل می آورند. چنان که مطلعیم؛ اهالی آذربایجان در سخن گفتن تلفظ خاصی دارند و فارسی را به نحوی به خصوص ادا می کنند. این طرز تلفظ و بیان در لهجه ی هر زبانی کاربرد داشته است و ایرانی بودن گویش را می رساند. ساکنان آذربایجان با تعصب ایرانی گرایی طرز ادای واژه ها و آهنگ تلفظ قدیم را محفوظ داشته اند. سنجش واژه های آذری و فارسی هماهنگی زبان باستانی آذری به عنوان لهجه یی از زبان مادی غیرفابل انکار است. این هم سویی در زبان کنونی آذری، علی رغم تهاجمات گسترده خود را می نمایاند. رویای ترکستان واحد در ژوئن 1918م. عده ای از ترکان ترکیه یی، حکومتی را به نام مساوات پدید آوردند و با هدف اشغال سرزمین مادی کردها و ارامنه نام ترکستان متحد را بر خود نهادند ودر دوره ی جنگ دوم جهانی ترکان عثمانی عنوان کردند که ترکستان به دو نیمه گشته ونیمی در شمال و بخشی در جنوب رود ارس باقیمانده است و در آرزوی تصرف آن برآمدند و ازآن زمان رویای ترکستان واحد جزء آرزوهای بربادرفته ی حکام لائیک ترکیه به شمار میرود. نام های آذربایجان نام آذربایجان به اشکال زیر در کتب تاریخی آمده است : آتروپاتکان، استرابو، آتروپاتنه ، هرودت ، آذربایجان ، مورخین بیزانس (سده ی شش میلادی)- آذربادقان/ آثار ارمنی – آذربایجان؛ ابن خردادبه و مورخین عرب – آذرآبادگان؛ شاهنامه ی فردوسی – آذرپیکان شیروانی، ریاض السیاحه . ریشه شناسی واژه ی آذربایجان آتور یا آذر، پات یابای، کان یا گان آتور: آذر پات : پاییدن، نگهبانی کردن آتروپات : آتش نگهدار، گان : نسبت است و به معنی مکان و زمین نیز به کار میرود. آتر؛ آتش یا آذر در اوستایی مادی باستان می باشد . در زمان پهلوی آتور، و آذرخش و آتش، در پارسی؛ آذر، و در زبان آذری ات میباشد. این واژه ی مرکب در لهجه های زبان کردی فعلی به همین عنوان و به معنای نگهبانان آتش، که مراد از نگهبانان آتشکده ی آذرگشسب بوده و اکنون در بخش کردنشین تخت سلیمان تکاب افشار قرار دارد، میباشد. آذربایجان در تاریخ یاقوت حموی در سده ی هفتم هجری در کتاب معجم البلدان مینویسد : ( اران نامی است ایرانی، دارای سرزمینی فراخ و شهرهای بسیار که یکی از آنها گنجه است و ...) مولف تاریخ گزیده در باره ی وجه تسمیه ی آذربایجان مینویسد: (مردی آذرباد نام، در دوران شاپور ذوالاکتاف، در آذربایجان، دعوی پیغمبری کرد. اهل آن ولایت تابع او شدند. آذربایگان را به او بازخواندند (مستوفی – تاریخ گزیده 142). «نویسنده ی فرهنگ آنندراج.آذرباد را نامی موبدی میداند که آذربادگان را به او منسوب کرده اند.» استرابو- جغرافی دان نامی یونان درکتاب تاریخی خود (کتاب 11 / باب 13 ) نام سرداری بنام آتروپات/ آتروپاتوس را ذکر میکند که درنبرد میان داریوش سوم و اسکندر مغانی در گاوگایا/ اردبیل کنونی فرماندهی داریوش سوم هخامنشی بوده است . ترک در ادبیات منظوم آذری به معنای بیگانه است . قطران تبریزی از مشاهیر و شعرای بنام آذربایجان در قصاید زیبای خود از انبوه ترکان و خرابی های آنان در سرزمین آذربایگان یاد میکند: «گرچه امروز از توترکان هر زمان خواهند باج باز فردا نعمت ترکان ترا گردد مدام اگرچه داد ایران را بلای ترک ایرانی نبود از عقلش آبادانی، چو یزدانش کند یاری.» ابن اثیر درباره ی رویداد سال 45 ه.ق و غارت و کشتار مردم آذربایجان توسط ترکان مینویسد : «قبایل نیمه وحشی ترک در همه ی سرزمین آذربایگان پراکنده شده اند و از آزار مردم فروگزاری نکرده اند.» در اشعار همام تبریزی، شیخ صفی الدین اردبیلی ، ماما عصمت کشفی ، یعقوب اردبیلی ، عبدالقادر مراغه ای و ... هیچ واژه ی ترکی وجود ندارد و تمام واژه های دیوان آنان را آذری تشکیل داده است . نامیق صفی زاده - آناهید مرداد و شهریور ۱۳۸۳ خورشیدی ادامه دارد... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 19:38 توسط شهرام کیهان فر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ فقط تلاشی است کم و ناچیز در حد توان، مطالعات و دانش محدود نویسنده که با انتخاب گوشه هایی از تاریخ ، ادبیات و شعر شاعران معاصر و کهن و حتی شاعران گمنامی همچون زنده یاد علی اکبر واله شیدا ،سعی در گسترش فرهنگ شعر و شعر خوانی و مطالعه دارد البته ناگفته نماند که انتخاب اشعار نیمایی، اجتماعی، حماسی و غنایی که بازتاب شرایط امروز جامعه ما باشد در الویت قرار دارد. امید است که برخلاف انتظار اینجانب کاستی ها و سواد ناچیز بنده در زمینه شعر و ادبیات، آسیبی به این فضای پر گهر نرساند. امیدوارم با ارسال اشعار و نظرات خود اینجانب را در این مهم یاری رسانید.
|
|
RSS
|