![]() |
![]() |
|
| شعر ، تاریخ ، ادبیات و ... |
|
از تاریخ نوشتن این مقاله توسط زنده یاد دکتر پرویز خانلری که از سر دلسوزی نگاهی هوشمندانه به سرزمین آزادگی دارد درست شصت و یک سال می گذرد . « این روزها بازار « میهن پرستی» از نو رونق گرفته است . کسانی که تا چندی پیش ، چون هنوز وضع را ناپایدار می دیدند به احتیاط رفتار می کردند و مترصد بودند که از میان سیاستهای مختلف هر کدام پیروز شد خود را به آن ببندد ، اکنون چون کار یکرویه شده است در دلیری خطری نمی بینند و چون ضرر جانی و مالی در پیش نیست و احتمال نفع هست ، دلیرانه آماده فداکاری در راه میهن شده اند ! آنچه مایه نومیدی است آنستکه این فداکاران نه همان فداکاری ، بلکه اصلاً کاری نمی کنند و اگر می کنند جز جستجوی سود شخصی و آنی نیست . اگر خطری که هستی ما را تهدید می کند مرتفع شده بود شاید زیان این سهل انگاری آسان می بود . اما خطر همچنان پا برجاست و ما تسکین آنی درد را با قلع فساد اشتباه کرده سر مست شده ایم . خطر از کجاست ؟ ما ملتی کوچکیم که در میان قوای عظیمی واقع شده ایم . سرزمین ما غنی است و چشم طمع آزمندان بدان دوخته است . مدتهاست که ملتهای زنده و هشیار جهان این نکته را دریافته اند که اگر می خواهند باقی بماند باید قوای خویش را جمع بیاورند و وحدتی میان اجزاء پراکنده خود ایجاد کنند. از روی این سیاست که در بسیاری از کشورها با تدبیر و پیش بینی انجام گرفته است از طوایف کوچک و مختلف ، ملتهای واحد بزرگ تشکیل یافته است . در این مدت ما ، که از کهن سال ترین ملتهای دنیاییم و میان دورترین طوایف ما نزدیکترین و متین ترین روابط قومی و نژادی و ملی هست ، به خواب خرگوشی رفته بودیم و پیشوایان ما ، در حرص و خودپرستی ، از وظایفی که به عهده داشته اند غافل ماندند . نتیجه آن است که هنوز میان اقوام ایرانی ، با همه سوابق و روابط تاریخی و نژادی ، اختلافاتی ظاهری مانده است . دشمنان ما از این اختلافات استفاده می کنند و هر وقتی که مقتضی دیدند به بهانه ای آتش نفاق را میان ما دامن می زند . کاری که در این میان ما می کنیم این است که منتظر پیش آمد بنشینیم و رضا به داده بدهیم و همینکه خطر به ظاهر دور شد به شجاعت خویش و نام نیاکان خود بنازیم و هیچ به خاطر شریف خود نیاوریم که خطر همچنان باقی است و فرداست که باز به طریقی با آن روبرو شویم . گناه را به گردن این و آن ، از خائن داخلی و سیاست خارجی ، انداختن و آنها را به باد دشنام و نفرین گرفتن سهل است اما چاره کار نیست . چاره آن است که حربه را از دست حریف بگیریم و یا ، باری ، خود حربه به دست او ندهیم . آنچه در وضع امروز جهان برای هر ایرانی که می خواهد ایرانی بماند و به این سبب ناچار به بقای کشور و ملت خود دلبسته است مایه نگرانی است این است که دشمنان ما از دیرباز به بهانه اختلاف در لهجه و زبان یا اختلاف جزیی در دین میان اجزاء ملت ایران تفرقه می اندازند و البته همیشه و در همه جا خائنانی پیدا می شوند که به طمع نفع شخصی یا از روی نادانی آلت دست ایشان بشوند و کار را بر هم وطنان خود دشوار کنند . دشمنان ما هوشیارند ، ما نیز باید هشیار باشیم و نگذاریم که بنیاد ملیت ما را بر باد بدهند . خوشبختی این است که کار اینقدرها دشوار نیست و مایه تأسف نیز همین است . کار را هر چه آسان باشد چون انجام ندهیم ناکرده می ماند چنانکه تاکنون مانده است . اختلافاتی که امروز میان اقوام مختلف ایرانی وجود دارد دو گونه است : یکی در مذهب و دیگری در زبان . خوشبختانه اکثر ایرانیان امروز مذهب شیعه دارند و شماره اقلیتهایی که پیرو ادیان یا مذاهب دیگرند بسیار کم است . با اینحال هنوز پیش از دو میلیون از مردم این کشور به مذهب سنت وابسته اند . سیاستی که در این راه پیش باید گرفت تغییر مذهب نیست ، بلکه فقط با پیروان مذاهب دیگر ، خاصه فرق اسلامی ، مدارا و مماشات بیشتر باید کرد تا دشمنان ما آتش این اختلاف را دامن نزند و به این بهانه میان ما جدایی نیفکنند . مثلاً بعضی از برادران کرد ما از اهل سنتند . باید یدانیم که ایشان هم ایرانی اند و هم مسلمان و این اختلاف در فروع ما را از یکدیگر جدا نمی کند . اختلاف دیگر در لهجه های محلی است . بعضی از این لهجه ها مانند طبری و گیلکی امروز خود به خود ضعیف شده و مردم نواحی مازندران و گیلان به سبب نزدیک بودن با مرکز کشور یا به علل دیگر با زبان رسمی کشور آشنایی یافته اند . اما در بسیاری از نواحی ایران هنوز اختلاف زبان به شدت و قوت تمام باقی است . بزرگترین وظیفه ای که ما امروز به عهده داریم این است که این اختلاف را از میان برداریم و متکلمان به لهجه های گوناگون را با زبان فارسی آشنا کنیم . برای رسیدن به این منظور اگر اجبار و اکراه را در میان بیاوریم هرگز به مقصد نخواهیم رسید . راه درست آن است که سیاست تشویق پیش بگیریم و موجبات و وسایلی فراهم کنیم که ایشان خود به آموختن زبان شیرین و فصیح فارسی راغب و شایق شوند . در این راه از مهمترین وظایف ملی ماست از بذل مال نباید خودداری کرد که فایده آن عظیم خواهد بود . ترویج ادبیات درخشان قدیم ، خاصه قسمتهایی که هنوز هم مفید و هم برای مردمان امروز لذت بخش است نیز باید در برنامه کارهای ما قرار گیرد . باید نسخه های فراوان از آثار گرانبهای بزرگان ادبیات فارسی چاپ شود و به قیمت ارزان در تمام نقاط کشور در دسترس خوانندگان قرار گیرد تا به تدریج به جای این کتابهای بی معنی خالی از ذوق و زیبایی و احیاناً فاسد کننده اخلاق که در دست جوانان کشورست شاهکارهای ادبی این سرزمین مورد مطالعه جوانان واقع شود و به این طریق مردم ایران به آنچه مایه افتخار ملی ایشان است آشنا گردند . از اینگونه کارها بسیارست و اجرای آنها هم مهم و هم فوری است . اما عمل دشوارتر از حرف است و به این سبب ما که مردم عاقلی هستیم کار آسانتر را انتخاب می کنیم و به زبان ، سر و جان را فدای وطن می سازیم ، زیرا که این کار زحمتی و ضرری ندارد . خطر را می بینیم و برای رفع آن جنبشی نمی کنیم تا فرصت از دست برود . ملتهایی که منقرض شده اند همه همین صفت را داشته اند . » بنا بر آنچه از مقوله « گفتار یا کردار؟» بر می آید پیداست در مقایسه با تحولات کارسازی که نه در طول شصت سال بلکه از دهها سال پیشتر از آن در حیات سیاسی و اجتماعی جهان بوجود آمد ظاهراً تنها در طالع فرخنده ماست که هنوز همه درها همچنان به پاشنه سابق می چرخد و اگر حمل بر گمانه زنی نشود می تواند نوعی عادت مزمن باشد به دردهای چاره ناپذیری که راه خلاصی از آن را فقط خدا می داند . راستی چه می شد اگر این اندرزهای حکیمانه را به کار می بستیم و به پیشباز خطر نمی رفتیم .
منبع : فصلنامه سیاسی ، ادبی ، فرهنگی گیلان ما ؛ نکته ، نکته احمد علی دوست (زمستان ۸۶) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:51 توسط شهرام کیهان فر |
|
|
در روزهای آخر اسفند،
کوچ بنفشه های مهاجر، زیباست. در نیم روز روشن اسفند، وقتی بنفشه ها را از سایه های سرد، در اطلس شمیم بهاران، با خاک و ریشه - میهن سیارشان - در جعبه های کوچک چوبی، در گوشه ی خیابان می آورند: جوی هزار زمزمه در من، می جوشد: ای کاش... ای کاش آدمی وطنش را مثل بنفشه ها (در جعبه های خاک) یک روز می توانست همراه خویشتن ببرد هر کجا که خواست، در روشنایی باران، در آفتاب پاک، دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 11:40 توسط شهرام کیهان فر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ فقط تلاشی است کم و ناچیز در حد توان، مطالعات و دانش محدود نویسنده که با انتخاب گوشه هایی از تاریخ ، ادبیات و شعر شاعران معاصر و کهن و حتی شاعران گمنامی همچون زنده یاد علی اکبر واله شیدا ،سعی در گسترش فرهنگ شعر و شعر خوانی و مطالعه دارد البته ناگفته نماند که انتخاب اشعار نیمایی، اجتماعی، حماسی و غنایی که بازتاب شرایط امروز جامعه ما باشد در الویت قرار دارد. امید است که برخلاف انتظار اینجانب کاستی ها و سواد ناچیز بنده در زمینه شعر و ادبیات، آسیبی به این فضای پر گهر نرساند. امیدوارم با ارسال اشعار و نظرات خود اینجانب را در این مهم یاری رسانید.
|
|
RSS
|