تبليغاتX
ای وطن آباد باشی،سربلند،آزاد باشی
شعر ، تاریخ ، ادبیات و ...

بعد از خسرو ، بلاش دوم و بلاش سوم به تخت نشستند . در زمان بلاش دوم تاخت و تاز آلان ها باز شروع شد و این دفعه جهت آن اغوای فرس من پادشاه گرجی ها بود . بلاش نتوانست از عهده آنان برآید و بالاخره پولی به آنها داده ، شر آنها را از آذربایجان و ممالک همجوار بکند . این اقدام ، انحطاط دولت اشکانی را آشکار نمود ( 135 م )

بلاش سوم در 161 م . متوجه ارمنستان شده پادشاه آن را که تحت الحمایه روم بود بیرون کرد و سردار رومی الیوس سریانوس  به جنگ او آمده شکست خورد . پس از آن پارتی ها از فرات گذشته داخل سوریه شدند و در اینجا سردار نامی روم کاسیوس از پارتی ها جلوگیری کرد . در ابتدا جنگ او دفاعی بود ولی بعد تعرضی شد و پارتی ها شکست خورده ، به طرف فرات عقب نشستند . پس از آن کاسیوس ، ارمنستان را گرفته آرتاکساتا را خراب کرد و پادشاه سابق آن را از روم خواسته ، به تخت ارمنستان نشاند و به این اقدام هم اکتفا نکرده ، خواست مانند تراژان ممالکی را تسخیر کند .

با این مقصد سلوکیه را گرفته غارت نمود ، ولی در این اوان طاعونی بروز کرده ، به قشون رومی آسیب زیاد رسانید و به تمام ممالک امپراتوری روم سرایت نمود . در نتیجه این جنگ قسمت غربی بین النهرین با نصیبین جزو ممالک روم گردید (165 م ) فوت بلاش سوم موافق سکه ها گویا د 191 م بوده است . 

 

                                                                                             منبع : تاریخ ایران ـ حسن پیرنیا 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 14:33  توسط شهرام کیهان فر | 

در زمان این شاه ، جنگ جدیدی بین ایران و روم بعد از صلح پنجاه ساله درگرفت .

توضیح آنکه تراژان در این زمان امپراتور روم بود و او یکی از سرداران نامی عصر خود به شمار می رفت . چه فتوحاتی در داکیه ( رومانی حالیه) کرده و علاوه بر فتوحات موفق شده بود لژیون هایی مرتب و ورزیده نماید ، زیرا خیال جهانگیری در سر داشت ، یعنی می خواست اسکندر ثانی شود و معلوم است که جهانگیری می بایست از طرف ایران صورت گیرد .

مقارن این احوال ، تیرداد پادشاه ارمنستان فوت کرد ( 100 م) و پاکر فوراً یکی از پسران خود را موسوم به اکزدارس به تخت ارمنستان نشاند ، بدون اینکه با دولت روم مشورت کرده باشد .

این اقدام به تراژان فوق العاده گران آمده ، بهانه ای برای اجرای خیالات او شد . پس از آن امپراتور روم با سپاهی ورزیده و جرار عازم آسیا گردید و وقتی که به مقدونی رسید سفیری از طرف خسرو با هدایا نزد او رفته اظهار کرد که خسرو حاضر است اکزدارس را عزل و پارتامازیر پسر تیرداد را به پادشاهی ارمنستان معین نماید ، به شرط اینکه او تاج را از دست امپراتور بگیرد . تراژن که به جنگ مایل بود ، این تکلیف را نپذیرفت و هدایا را رد کرده ، جواب داد ک بعد از ورود به شام آنچ صلاح باشد خواهد کرد .

بعد از ورود ب سوریه تهیه کاملی دیده ، به ارمنستان درآمد (115 م) و منتظر پارتامازیر گردید . چه به او نوشته بود که اگر مانند پدرش تاج را از امپراتور بگیرد او را به پادشاهی ارمنستان خواهد شناخت .

شاهزاده اشکانی بزودی حاضر شد و تاج را گرفته موافق آداب قراردادی آن را در پای تراژن گذارد ، با این انتظار که او تاج را پس خواهد داد . ولیکن تراژن نه فقط تاج را پس نداد ، بلکه به او گفت که از سلطنت معزول است و به همین هم اکتفا نکرد زیرا بعد از حرکت شاهزاده ، او را تعقیب کرده گرفت و بکشت .

این حرکت به قدری ننگین بود که عالم آن روزی هم آن را تقبیح کرد . بعد از این واقعه تراژن فتوحاتی در ارمنستان و بین النهرین نمود و آدیابن والحضر را گرفته ، به بابل درآمد و بعد سلوکیه و تیسفون را تسخیر کرد و از دجله سرازیر شده ، به طرف خلیج فارس رفت و بیرق رومی را در دفعه اولی در آبهای آن بیفراشت .

از طرف دیگر ، خسرو حاضر نشد از روم تمکین کند ، ولی صلاح خود را هم ندید که با رومی ها مواجه شود و جداً به شورانیدن ولایات مسخره پرداخت . چنانکه دیری نگذشت که از همه جا خبر شورش و طغیان به تراژان رسید و باعث وحشت او گردید . زیرا با این طغیانها ، خطوط ارتباطیه او با سوریه قطع می شد ، پس حمله ب الحضر برد ، ولی شورشیها او را عقب نشاندند . در این احوال او یگانه چاره را در عقب نشینی دید و یکی از شاهزادگان اشکانی را به تخت سلطنت در تیسفون نشانده ، فرمان عقب نشینی بداد .

یک سال بعد ، تراژان درگذشت (117 م ) و هادرین امپراتور روم شد و با امپراتور جدید سیاست دولت روم تغییر کرد . توضیح آنکه نگاهداشتن بین النهرین و ارمنستان برای روم از جهت همجواری با دولت ایران مشکل بود و تولید جنگهای دایمی می کرد . لذا هادرین به این عقیده شد که نظر اکتاویوس اگوست امپراتور اول روم راجع به حدود امپراتوری صحیح بوده و نباید از فرات تجاوز نمود .

در نتیجه این تصمیم ، رومی ها سه مملکتی را که تسخیر کرده بودند تخلیه نمودند و بعد در سال 122 م . بین امپراتور روم و شاهنشاه ایران در سرحد دولتین ملاقاتی شد که نتیجه خوب برای روابط حسنه بین دولتین بخشید .

باید در نظر داشت که در زمان تراژان و چندی بعد از او دولت روم در اوج عظمت خود بود در صورتی که دولت اشکانی رو به انحطاط می رفت .

                                                                                              منبع : تاریخ ایران ـ حسن پیرنیا 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 14:22  توسط شهرام کیهان فر | 

بلاش پسر وانان تقریباً در 51 م . به تخت نشسته ، قصد تسخیر ارمنستان را کرد ، ولی با وجود بهره مندی از جهت ناخوشی و قطحی مجبور گردید مراجعت نماید . بعد با پادشاه دست نشانده آدیابن در منازعه شد . در این احوال خبر رسید که عشیره داه و بعضی از طوایف صحراگرد به حدود ایران حمله نموده اند . این بود که با عجله به حدود گرگان شتافت و در جنگ با مردمان مزبور موفق شده ، آنها را از ایران براند . وقتی که برگشت مسئله آدیابن تصفیه شده بود ، توضیح آنکه پادشاه جدید آن من بازوس طوری رفتار می کرد که بلاش دلتنگی نداشت ، لذا بلاش که از امور داخلی فراغت یافته بود توجه خود را به طرف ارمنستان معطوف نموده ، با سپاهی داخل ارمنستان گردید و پادشاه ارمنستان رادامیستاس که تحت الحمایه روم بود فرار کرده ، تخت ارمنستان را برای تیرداد پسر بلاش گذاشت .

معلوم است که این اقدام بلاش تا چه اندازه به ابهت روم بر می خورد . بر اثر آن قیصر روم نرن ، کربول را که بهترین سردار رومی بود مأمور کرد تا این توهین را رفع نماید .

در این احوال دو گرفتاری برای بلاش پیش آمد . یکی آنکه پسر او واردان با او یاغی شد و دیگر اهالی گرگان شوریدند . بلاش به امور داخله پرداخت و تیرداد پادشاه ارمنستان با رومی ها جنگ کرده پیشرفتی نیافت . در نتیجه دولت روم ارمنستان را تقسیم نموده به پادشاهان دست نشانده مجاور داد . شاه بعد از قلع واردان و اسکات گرگان به روم اعلام کرد که از حق خود نسبت به ارمنستان صرفنظر نکرده و با لشکری به بین النهرین تاخت .

                                                                                       

پس از مذاکرات بین دولت ایران و روم شروع و قرار شد دولتین ، قشون خود را از ارمنستان خارج کنند تا مسئله دوستانه درروم تصفیه شود ، ولی سفیر ایران از روم ناراضی برگشت و باز جنگ با روم درگرفت ، قشون روم از فرات گذشته در کنار یسار آن مواقع خود را محکم کرد و پ توس سردار دیگر روم داخل ارمنستان شده ، آن را غارت نمود و مقاوتی ندید . چه قشون ایران ساحل فرات را حفظ می کرد .

این بود که کار را تمام شده دانسته به قشلاق رفت و به بسیاری از صاحب منصبان خود مرخصی داد . بلاش که مراقب احوال بود از موقع استفاده کرده ، ناگهان حمله به قشون روم نموده و فاتح شد . پتوس شرایط بلاش را در تخلیه ارمنستان پذیرفت ولی کربول سردار رومی دست از جنگ نکشید و به طرف ارمنستان رفت تا شکست پتوس را جبران نماید .

در این احوال مذاکراتی که با روم شروع شده بود به جایی رسید که مرضی دولتین گردید و قرار شد که تیرداد پسر بلاش پادشاه ارمنستان باشد ، ولی به روم رفته تاج را از دست نرون بگیرد (63 م )

اکثر محققین تصور می کنند اشاره ای که در دینکرت به جمع آوری اوستا در زمان بلاش شده راجع به بلاش اول است . توضیح آنکه موافق روایات زرتشتی از جهت استیلای اسکندر و مقدونی ها بر ایران آوستا از میان رفته بود و این شاه در صدد جمع آوری آن برآمد و در زمان اردشیر بابکان این کار انجام شد ، بلاش و خانواده او خیلی مذهبی بودند .

 

تاجگذاری تیرداد در روم

 

تیرداد که بر حسب عهدنامه می بایست در روم تاجگذاری کند در حرکت ممطله کرد و بعد از سه سال عزیمت روم نمود . مسافرت او چنانکه نوشته اند با طمطراق و دبدبه انجام یافت : سه هزار سوار پارتی با او در ممالک روم حرکت می کردند ، سفر او به روم و مراجعت به ارمنستان نه ماه طول کشید و برای مخارج از خزانه روم به پول کنونی روزی سی هزار تومان می داد . توضیح آن که تیرداد چون مذهبی بود نخواست از راه دریا مسافرت کند ، چه موافق مذهب زرتشت ، آب یکی از عناصر مقدس و آلودن آن به کثافات ممنوع است .

تیرداد بعد از مراجعت به ارمنستان دربار خود را مانند دربار شاهان اشکانی ترتیب داد و عهدنامه ای که بین بلاش و نرون منعقد گردید ، صلح محکمی بیم دو دولت بزرگ ایران و روم برقرار نمود ، چنانکه در مدت پنجاه سال طرفین منازعه ای نداشتند .

در زمان این شاه ، آلان ها با گرجی ها همدست شده ، ارمنستان و آذربایجان را معرض تاخت و تاز قرار دادند و بلاش از قیصر روم وسپاسین استمداد نمود ، ولی او کمکی نکرد . مردمان مزبور بعد از تاخت و تاز ، غنایم زیاد از ایران ربودند ( 75 م )

در 77 م . بلاش فوت کرد و بعد از او سه نفر سلطنت کردند ، ولی حسب و نسب آنها و تاریخ سلطنتشان درست معلوم نیست ، چنین به نظر می آید که در این زمان از جهت جنگهای داخلی مدعیان سلطنت متعدد بودند و هر کدام در قسمتی از ایران با عنوان شاهنشاهی سلطنت کرده اند . به هر حال اسامی آنها از این قرار است :

 

بلاش ، پاکزدوم ، اردوان چهارم

 

این اوضاع تا 107 م . امتداد یافت و در این سال خسرو به تخت نشست . بلاش اول ، آخرین شاه اشکانی است که نسبتاً نامی و قوی بود ، بعد از او دولت اشکانی روی به انحطاط گذارده ، ضعیف شد .

اگر دقت شود ابتدای سستی این دولت بعد از فرهاد چهارم است . توضیح آنکه رومی ها چون دیدند در دشت نبرد از عهده حریف پرزور خود بر نمی آیند از طریق دیگر در تضعیف آن کوشیدند .

وجود کنیزک ایتالیایی در دربار ایران مضرات زیاد برای دولت اشکانی داشت ، این زن باعث شد که پسران فرهاد به روم رفته ، در آنجا مقیم باشند و رومی ها از این قضیه استفاده کرده در انظار عالم جلوه دادند که شاهزادگان گروی پارتی ها در روم می باشند و بدین وسیله مدعیان سلطنت را در زیر پر خود گرفتند تا هر زمان که مقتضی بدانند جنگ خانگی در ایران به توسط آنها ایجاد نمایند و چنانکه گذشت رومی ها مکرر این شاهزادگان را آلت کردند و این سیاست روم مقصود آنها را تا اندازه ای حاصل کرد و الا موفق نمی شدند در ارمنستان که منحصراً در منطقه تسلط ایران بود نفوذ یابند .   

                                                                                              منبع : تاریخ ایران ـ حسن پیرنیا 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 9:8  توسط شهرام کیهان فر | 

بعد از اردوان سوم جنگ خانگی بین دو پسر او ، واردان و گودرز درگرفت و واردان غلبه کرد ، ولیکن قبل از رسیدن به پایتخت گودرز او را گرفت و بعد چون کنکاشی که علیه شاه شده بود کشف کرد با هم آشتی کردند ولی طولی نکشید که واردان را کشتند و گودرز به تخت نشست . چون این شخص خیلی شدید العمل و جابر بود مغستان باز از امپراتور روم خواست که مهرداد پسر فرهاد چهارم را به ایران بفرستد و او چنین کرد ، ولی گودرز او را شکست داده ، گوشهایش را ببرید تا نتواند سلطنت کند . پس از آن به فاصله کمی گودرز هم مرد (51 م ) و وانان به تخت نشسته ، بعد از هفت ماه تخت را به پسرش واگذارد .

عقیده گوت شمید این است که وانان برادر اردوان سوم بوده و تا 54 م . سلطنت کرده است .

 

                                                                                             منبع : تاریخ ایران ـ حسن پیرنیا 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 9:7  توسط شهرام کیهان فر | 

اردوان سوم که نسبش از طرف مادر به اشکانیان می رسید و پادشاه آذربایجان و دست نشانده شاهنشاه ایران بود تخت را از وانان گرفت و او به ارمنستان فرار کرده ، پادشاه این مملکت شد (16 م) ولیکن اردوان با قوه ای او را از آنجا هم براند ، در اینحال وانان به سوریه فرار کرده ، تحت الحمایه روم گردید و رومی ها موافق قراری که با فرهاد پنجم داده بودند در ارمنستان دخالت کرده آرتاکسیاس را پادشاه کردند . اردوان از این اقدام مکدر شد و نامه ای به تی بریوس امپراتور روم نوشت که بسیار گزنده بود و بعد به ارمنستان رفته ، ارشک پسر خود را به تخت آن مملکت نشاند .

تیبریوس از نامه اردوان سخت خشمگین شد و یکی از پسرهای فرهاد را به سوریه فرستاد تا جنگ خانگی در ایران بر انگیزد و مردمان شمالی را مانند گرجی ها و غیره تحریک کرد که به ارمنستان حمله کنند . آنها ارشک را گرفته کشتند و اردوان جنگ کرد ولی بهره مندی نیافت .

پس از آن پارتی ها از موفق نشدن او در اینجا و جاهای دیگر ناراضی شده ، خلعش کردند و تیرداد را به جای او نشاندند . اردوان به گرگان رفت و بعد از چندی موافقین او زیاد شدند و او وارد تیسفون گردیده ، به تخت نشست .

امپراتور روم چون اوضاع را چنین دید با عجله طالب صلح با ایران گردید و به موجب قراردادی اردوان قبول کرد که ارمنستان خارج از منطقه نفوذ ایران باشد . پس از آن باز پارتی ها از او ناراضی گشته خلعش کردند ، ولیکن طولی نکشید که باز به تخت برگشت و بعد از چندی فوت نمود (40 م . ) از وقایع سلطنت او شورش سلوکیه و کشتار یهودی ها است .

                                                                                            منبع : تاریخ ایران ـ حسن پیرنیا 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 9:6  توسط شهرام کیهان فر | 

 بعد از ارد دوم ، مغستان ( مجلس امرا و مغ ها) از امپراتور روم خواست که از پسرهای فرهاد کسی را روانه کند تا به تخت بنشیند و او وانان را فرستاد ( رومی ها اسم او را ونونس نوشته اند ) وانان چون به اخلاق رومی ها عادت کرده بود نتوانست سلطنت کند و به جای او اردوان به تخت نشست ( تقریباً 16 م )

                                                                                            منبع : تاریخ ایران ـ حسن پیرنیا 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 14:0  توسط شهرام کیهان فر | 

این شخص شاهزاده اشکانی بود ، پس از فرهاد به تخت نشست و چهار سال بعد در شکارگاهی گشته شد ( 6 م)

                                                                                             منبع : تاریخ ایران ـ حسن پیرنیا 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 13:56  توسط شهرام کیهان فر | 

این فرهاد را مورخین رومی فراتاسس نامیده اند و گویند که این اسم مصغّر فرهاد است . او بعد از مسموم کردن پدر با مادرش به تخت نشست و امپراتور روم در شناسایی او اشکال کرد ، بالاخره قرار شد که فرهاد ، کایوس را در جزیره ای در فرات ملاقات کند و این مسئله دوستانه تسویه گردد . فرهاد چون مقام خود را متزلزل می دید در این ملاقات از ارمنستان صرفنظر کرده ، با این شرط ، عهدنامه صلحی با روم منعقد نمود (  یک ق . م) ولیکن چون مردم از او متنفر بودند نجبا از سلطنت خلعش کرده ، بعد بکشتند . سکه های او صورت مادر و فرزند را داراست .

                                                                                              منبع : تاریخ ایران ـ حسن پیرنیا 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 13:53  توسط شهرام کیهان فر | 

بعضی از مورخین ، پاکر را اشک چهاردهم دانسته اند ، ولیکن این عقیده با اینکه او در زمان پدرش کشته شد موافقت نمی کند . فرهاد چهارم همین که به تخت نشست برادرهای خود را نابود کرد پدرش ارد که او را ملامت نمود نیز به قتل رسید (378 ق . م)

 

جنگ دوم با روم

 

فرهاد به قدری با نجبا سختی می کرد که بعضی از آنها جلای وطن کردند و من زس – یکی از سرداران نامی او – نزد مارک آنتوان که یکی از سه زمامدار امور روم و والی مصر بود ، رفته به او گفت حالا موقع آن رسیده که روم از ایران انتقام شکست کراسّوس را بکشد ، فرهاد وقتی که این خبر را شنید از سردار مزبور استمالت کرده ، احضارش نموده و آنتوان توسط او از فرهاد خواهش کرد که بیرقهای رومی و اسرایی را که حیات دارند به روم مسترد دارد . ولی این ظاهر کار بود و باطناً آنتوان تهیه جنگ می دید . وقتی که تجهیزات او کامل شد . با لژیون هایی که عده نفراتشان به صد هزار می رسید عزیمت ایران نمود و پادشاه ارمنستان آرتاواردس شش هزار پیاده و همان قدر سوار به او داد .

آنتوان می خواست از طرف فرات وارد خاک ایران شود ، ولی چون دید پارتی ها همه جا را گرفته ، محکم دارند به طرف ارمنستان رفت ، پادشاه ارمنستان به او گفت که تمام قشون ایرانی در نواحی فرات است و بنابراین به سهولت می توانی به آذربایجان حمله برده ، پایتخت آن را پراسپا است تسخیر کنی .

او به طرف این شهر روانه شد ، و چون به آنجا رسید ، دید شهر محکم است و ساخلو کافی دارد . این بود که منتظر ورود بار و بنه قشون و ادوات محاصره گردید . اما پارتی ها با اسلوب جنگی خودشان بنای تعرض نسبت به رومی ها گذارده ، ده هزار نفر از آنها کشتند . متعاقب این واقعه ، قشون آرتاواردس نیز از پارتی ها شکستهای فاحش خورد و کار آنتوان سخت گردید .

در این حیص و بیص پارتی ها بنه قشون او را هم زده ، غنایم زیاد برگرفتند و زمامدار رومی چاره را منحصراً در این دید که عقب نشیند و راه کوهستان را پیش گرفت تا از سواره نظام پارتی ها در امان باشد ، ولیکن راه کوهستان دو روز بیش نبود و روز سوم همین که وارد جلگه شد پارتی ها فوراً پیدا شده ، بنای تعرض را گذاشتند .

بعد در مدت 19 روز که او در خاک ایران بود هشت هزار نفر دیگر از رومی ها کشته شدند و بعد از عبور از ارس اگر چه پارتی ها دیگر او را تعقیب ننمودند ، ولیکن از سرمای زمستان و فقدان آذوقه و مشقات راه ، باز هشت نفر رومی مردند و باقی قشون روم خسته و فلاکت زده جانی به در بردند ( 36 ق . م) . خط عقب نشینی رومی ها از کنار شرقی دریاچه ارومیه و محلهایی بوده که در حوالی تبریز امروزی واقع است .

پلوتارک نوشته که آنتوان در این سفر وقتی که مشقات و صدمات عقب نشینی را می دید همواره می گفت : « آی ده هزار نفر» و مقصودش ده هزار نفر یونانی بود که در زمان اردشیر دوم ( با حافظه ) بعد از کشته شدن کوروش کوچک از کوناکسا عقب نشینی کرده ، تمام این صدمات را متحمل شدند .

تمجید آنتوان از یونانی های مذکور بجاست ، ولیکن اگر تفاوت اوضاع این زمان و زمان اردشیر دوم را در نظر آریم رنج و محن رومی ها به مراتب بیشتر بوده ، چه در آن زمان از کوناکسا تا طرابوزان متعرض ده هزار نفر یونانی مذکور نشد و در این جنگ ، هشتاد هزار نفر رومی وقتی که از ایران خارج می شدند شکر می کردند که از دست تیراندازان ایرانی برستند .

 

جنگ سوم با روم

 

دو سال بعد از وقایعی که ذکر شد ، باز جنگی بین ایران و روم درگرفت . توضیح آنکه غنایمی از فتح ایران نسبت به روم به دست آمده بود و پادشاه ماد از مقدار حصّه خود رضایت نداشت ولی از ترس فرهاد نمی توانست ایرادی کند . این بود که کسی نزد مارک آنتوان فرستاده ، به جنگ با ایران دعوتش کرد و او فوراً قشونی جمع کرده ، عازم ارمنستان گردید زیرا شکست دو سال قبل از ابهت او کاسته و بر شئونات شاه ایران افزوده بود .

آنتوان بعد از ورود به ارمنستان فوراً غضب خود را متوجه آرتاواردس  نموده ، تمام ارمنستان را بگرفت و ساخلو قوی در آنجا گذارده ، به مصر برگشت . بعد در سنه 33 ق . م مراجعت کرده و این دفعه به طرف ارس رفته ، با پادشاه ماد معامله ای بست و بعضی از قطعات ارمنستان را به او داده ، یک عده پیاده نظام رومی به اختیار او گذارد .

در این موقع بین مارک آنتوان  و اوکتاویوس که در روم بود ، کدورت بالا گرفت و فرهاد از این اوضاع استفاده کرد . توضیح آنکه اول ، پادشاه ماد را شکست داده ، اسیر کرده و بعد از آرتاکسیاس پسر پادشاه ارمنستان را با خود همراه نموده ، داخل ارمنستان شد و قوای ساخلوی رومی ها را یکی بعد از دیگری اسیر و ستون سردار رومی ستاسیانوس را معدوم نمود . پس از آن کار چنان بر مارک آنتوان سخت شد که او مجبور گردید ارمنستان را با تلفات زیاد تخلیه کرده ، به مصر مراجعت کند و ارمنستان به حال اولی برگشته دست نشانده ایران شد .

این جنگ باز بر اعتبارات و قدرت فرهاد افزود ، کلیه فتوحات پی در پی پارتی ها در این سه جنگ ایران را در انظار عالم آن زمان همسر و حریف پر زور دولت عظیم روم نموده ، چنانکه پس از آن رومی ها در مدت یک قرن متعر    ض ایران نشدند .

در دربار ایران بعد از این جنگ انقلابی روی داد . توضیح آنکه فرهاد چون خیلی تند و شدید العمل بود تیرداد نامی بر او یاغی شد و فرهاد مجبور شد به آسیای وسطی فرار کند . مردم ، تیرداد را به تخت نشاندند و سه سال سلطنت کرد . بعد فرهاد با قشونی از مردمان صحراگرد آسیای وسطی به ایران مراجع نمود و به تخت نشست . تیرداد چون اوضاع را بدین منوال دید کوچکترین پسر فرهاد را برداشته نزد اوکتاویوس که در این زمان در سوریه بود رفت تا از او استمداد نماید . اوکتاویوس او را پذیرفت و پسر فرهاد مانند گروی نگاه داشت ولیکن از جنگ با فرهاد خودداری کرد .

هفت سال بعد که اوکتاویوس امپراتور روم شد ، فرهاد با او داخل مذاکره گردید که تیرداد را تسلیم کند ، او نپذیرفت ولی پسر شاه ایران را پس فرستاد و خواهش کرد که در ازای آن ، فرهاد بیرقهای رومی را مسترد دارد . فرهاد با وجود اینکه از دیدار پسرش شاد گردید ، حاضر نشد بیرقهای رومی را پس بدهد ، ولی بعد به اصرار اوکتاویوس پس داد و قضیه اثر شگفت آوری در روم بخشید ، چنانکه شادیها در ممالک روم کردند و نویسندگان آن زمان این واقعه را با آب و تاب نوشتند و هراس شاعر معروف رومی ، اوکتاویوس را ستود .

اوکتاویوس عقیده به بسط روم نداشت و از جنگ احتراز می کرد و چون دولت ایران در شرق ، عامل مهم و طرف ملاحظه بود بنای دوستی با فرهاد گذاشت و فرهاد هم ایجاد روابط حسنه را استقبال کرد . بعد قیصر برای تشیید روابط یک کنیزک ایتالیای موزا نام برای فرهاد فرستاد و فرهاد پسران خود را نزد امپراتور گسیل داشت تا در روم مقیم باشند . این اقدام فرهاد به تحریک زن ایتالیایی او بود که می خواست پسرهای فرهاد را از پایتخت دور کرده ، زمینه ولیعهدی پسر خود را مهیا نماید .

 

ارمنستان

 

در ارمنستان اوضاعی که فرهاد ایجاد کرده بود دوام داشت ، یعنی اوکتاویوس آرتاکسیاس را پادشاه ارمنستان می شناخت و بعد از او برادرش پادشاه شد ولیکن بعد از فوت او در سر انتخاب پادشاه جدید اختلاف نظر بین ایران و روم روی داد . میل فرهاد به تیکران بود و او به اتفاق آرا پادشاه شد . این مسئله به امپراتور روم برخورد و چون نمی خواست جنگ کند نوه خود کایوس را با اختیارات تامّه به مشرق فرستاد تا این مسئله را تسویه نماید . در این احوال فرهاد به تحریک پسرش فرهاد که از زن ایتالیایی بود مسموم گردیده ، درگذشت ( تقریباً دو سال ق . م )

                                                                                              منبع : تاریخ ایران ـ حسن پیرنیا 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 12:59  توسط شهرام کیهان فر | 

یکی از شاهان نامی سلسله اشکانی است . برادر او مهرداد بعد از یأس از والی سوریه باز از پای ننشست ، و بر ضد برادر اقداماتی کرد ، ولیکن بزودی در بابل گرفتار و کشته شد .

جنگ اول ایران و روم در زمان ارد روی داد و به غلبه ایران خاتمه یافت . توضیح آنکه کراسّوس یکی از رؤسای سه گانه ممالک وسیعه روم ، حکمران سوریه و متصرفات روم در آسیای پیشین شد . این شخص که تسخیر ایران و هند را جداً جزو نقشه خود قرار داده بود ، با این مقصود در دفعه اولی با لژیون های رومی به بین النهرین تاخت و پیشرفتی یافته ، بعد به شام برگشت (54 ق . م) در این حال آرتاواردس پادشاه ارمنستان ، او را ملاقات نموده وعده داد که شانزده هزار سوار و سی هزار پیاده به او بدهد و نیز به کراسّوس گفت که اگر در ارمنستان با ایران جنگ نماید ، سواره نظام ایران نخواهد توانست عملیاتی کند و پیاده نظام روم که به کوهستان عادت کرده ؛ بهره مندی تام خواهد یافت . ولیکن کراسّوس که بین النهرین را به واسطه سفر قبل بهتر می شناخت ترجیح داد از این راه به ایران حمله کند . در این موقع ارد سفیری نزد کراسّوس فرستاد که این پیغام را برساند :

اگر مردم روم می خواستند با من جنگ کنند من جنگ می کردم و از بدترین عواقب آن بیمی نمی داشتم ، ولیکن اگر چنانکه فهمیده ام شما برای منافع شخصی به خاک ایران دست اندازی می کنید حاضرم به سفاهت شما رحم کرده ، اسرای رومی را پس بدهیم !

کراسّوس به سفیر گفت : جواب پادشاه شما را در سلوکیه خواهم داد . سفیر خندیده جواب داد : اگر از کف دست من ممکن است مویی بروید شما هم سلوکیه را خواهید دید !

پس از آن کراسّوس با سپاهی جرار که مرکب از لژیون های ورزیده و عده نفراتشان جمعاً به چهل و دو هزار بالغ بود عازم بین النهرین گردید ، اما ارد با پیاده نظام خود با نهایت سرعت داخل ارمنستان شده ، این مملکت را اشغال نموده تا پادشاه آن نتواند سواره نظام خود را به کمک کراسّوس بفرستد .

بعد از انجام این کار ، سورنا را که یکی از سرداران رشید و قابل بود با تمام سوارن نظام پارتی به جنگ کراسوس فرستاد ، اما کراسوس که در ابتدا می خواست متابعت ساحل فرات را کرده ، در مقابل سلوکیه جنگ کند به اغوای یکی از مشایخ عرب که از متحدین ارد بود نقشه خود را تغییر داده وارد جلگه های بین النهرین گردید و تا نزدیکی حرّان ( کارّه) پیش رفت .

در اینجا ناگهان قشون سورنا پیدا شد و سردار ایرانی حیله ای به کار برد . توضیح آنکه برای اغفال رومی ها قسمتی از سواره نظام ایران را از حیث عده کم و از جهت اسلحه ناتوان دید پنداشت که فتح خیلی آسان به دست خواهد آمد و قبل از اینکه به قشون خود برای رفع خستگی و عطش فرصت دهد جنگ را شروع کرد .

لژیون های رومی به طرف دشمن حرکت کردند که اول زوبینهای خود را به کنار برده ، بعد با شمشیر جنگ تن به تن نمایند . صفوف مزبوره مرکب بود از سربازان ورزیده که تنگ به هم چسبیده بودند ، همین که صفوف رومی به حرکت آمد ، صدای طبل از سپاه ایران برآمد و سواره های ایرانی که پنهان شده بودند از هر طرف جمع شده و لباس رویی را کنده ، شروع به جنگ نمودند . تیرهای رومی به سواره نظام ایران کارگر نبود ، زیرا پارتی ها از جهت مهارتی که در تیراندازی داشتند از دور جنگ می کردند ، بعد که پیاده نظام رومی نزدیک شد ، سواره نظام پارتی ، اسلوب جنگ و گریز را به کار برد ، یعنی قدری جنگ کرده و بعد از هر طرف فرار نموده ، قیقاج تیر انداخت تا آنکه رومی ها را به جاهای بی آب و علف کشانید . پس از آن از هر طرف برگشته ، حمله به لژیون های رومی کرد و تلفات زیاد به آنها وارد نمود .

در این احوال فابیوس پسر کراسوس که زیردست بزرگترین سردار روم یولیوس سزار در مملکت گل ( فرانسه امروزی) فنون جنگی را آموخته بود با هزار و چهارصد نفر سوار در رسید و به کمک کراسوس شتافت ، ولی سواره نظام گل با وجود رشادت غریبی که ابراز کرد نتوانست از عهده سواران پارتی برآید ، آنها از پیش روی فابیوس باز فرار کرده و بعد برگشته از هر طرف به او تاختند و در حینی که کراسوس می خواست فرمان حمله به قشون خود دهد ناگاه دید که سر پسرش بر سر نیزه در میان پارتی ها بلند است .

سواران پارتی همین که سر را دیدند بر جرئت و جلادتشان افزود و عرصه را چنان بر رومیها تنگ کردند که اوکتاویوس یکی از صاحب منصبان ارکان حزب و قیصر زمان بعد در روم تصمیم به عقب نشینی گرفت . قشون رومی می خواست به کوهستان رود تا از حملات سواره نظام ایران در امان باشد ، ولیکن به واسطه اشتباه بلدی که قشون مزبور را هدایت می کرد ، این مقصود حاصل نشد ، زیرا محلی که قشون رومی اشغال کرد مانع از عملیات سواره نظام ایران نبود . پس از آن سورنا تکلیف متارکه به کراسوس نمود و او را متقاعد کرد که به طرف رودخانه رفته متارکه را امضاء نماید . کراسوس مطمئن شده ، تنها با سورنا به طرف رودخانه عازم شد .

پس از حرکت کراسوس صاحبمنصبان ارکان حرب او نگران شدند که مبادا نسبت به او خیانتی شود و دنبال او رفتند . در این حال ، جنگی میان سواران پارتی و رومی ها درگرفت و کراسوس کشته شد . همین که قشون رومی خبر کشته شدن او را شنید سخت متوحش گردید و به استثنای دو هزار نفر که موفق به فرار شدند ، باقی اسیر پارتی ها گشته یا به دست اعراب افتادند .

تلفات قشون کراسوس را در این جنگ بیست هزار نفر نوشته اند . عده اسرایی که پارتی ها گرفته به مرو فرستادند نیز قریب بیست هزار نفر قلمداد شده است (53 ق . م) .

بعضی کشته شدن کراسوس را منتسب به شورشی در قشون روم کرده اند و گویند سورنا دراین شورش دست داشته است . موافق روایت اولی اقدام او خائنانه بوده ولی روایت آخری به نظر صحیح تر می آید ، زیرا احوال روحی رومی ها بسیار بد و عقب نشینی برای احتراز از شورش اختیار شده بود  .

سر کراسوس را برای ارد وقتی که در ارمنستان بود برده ، به پای او انداختند . در این موقع نمایشی که از تصنیفات اوریپید مصنّف مشهور یونانی به مناسبت عروسی پاکر پسر ارد با دختر پادشاه ارمنستان در دربار می دادند و یکی از بازیگرهای یونانی سر را بلند کرد و شعری از اوریپید به مناسبت احوال بخواند .

سورنا چنانکه از نوشته های مورخین رومی استنباط می شود اثر غریبی در رومی ها گذارده و جالب توجه مخصوص شده بود . این سردار ده هزار نفر سوار از املاک و علاقجات خود برای این جنگ تجهیز کرده ، به دشت نبرد برد .

بعد از فتح حرّان ارد عزم تسخیر روسیه را کرده ، با کاسیوس که بقیةالسّیف قشون رومی را به آن مملکت مراجعت داده بود جنگ نمود . اینجا رومی ها به اسلوب پارتی ها عمل کرده و قشون ایران را به کمینگاهی کشیده شکست دادند .

پس از آن متارکه ممتدی بین ایران و روم وقوع یافت . باز در 39 ق . م . ارد پاکر را با سپاهیان زیاد و لابی نیوس سردار رومی که در خدمت شاه ایران بود برای تسخیر سوریه فرستاد . در ابتدا او موفق شد ولیکن بعد از آمدن وینتیدیوس باسوس به سوریه بهره مندی با رومی ها گردید . توضیح آنکه پاکر در این جنگ کشته شد و ارد از تسخیر سوریه منصرف گدید و بعد به واسطه فوت پسرش از سلطنت بیزار شده ، آن را به پسر ارشد خود فرهاد واگذارد .

 

حرّان و مارتن

 

جنگ حرّان اهمیت زیاد در تاریخ ایران دارد ، زیرا رومی ها تا این زمان در همه جا فاتح بودند و این شکست بر صولت آنها سایه افکنده ، نام دولت پارت را در عالم بزرگ کرد .

جنگ حرّان نظیر جنگ ماراتن است ، چنانکه در آن زمان دولت عظیم هخامنشی در نهضت خود به غرب در دفعه اولی به دیوار محکم یونانی برخورد و توسعه آن متوقف شد . همچنان دولت عالمگیر روم برای مرتبه اولی با سد متین ایران تصادف نمود و از این به بعد توسعه آن در آسیا خاتمه یافت .

یولیوس سزار وقتی که دیکتاتور روم بود به این خیال افتاد که شکست رومی ها را در ایران جبران کند و مشغول جمع آوری لژیون هایی گردید ، ولی به زودی او را کشتند .

                                                                                                 منبع: تاریخ ایران حسن پیرنیا

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 13:46  توسط شهرام کیهان فر | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
این وبلاگ فقط تلاشی است کم و ناچیز در حد توان، مطالعات و دانش محدود نویسنده که با انتخاب گوشه هایی از تاریخ ، ادبیات و شعر شاعران معاصر و کهن و حتی شاعران گمنامی همچون زنده یاد علی اکبر واله شیدا ،سعی در گسترش فرهنگ شعر و شعر خوانی و مطالعه دارد البته ناگفته نماند که انتخاب اشعار نیمایی، اجتماعی، حماسی و غنایی که بازتاب شرایط امروز جامعه ما باشد در الویت قرار دارد. امید است که برخلاف انتظار اینجانب کاستی ها و سواد ناچیز بنده در زمینه شعر و ادبیات، آسیبی به این فضای پر گهر نرساند. امیدوارم با ارسال اشعار و نظرات خود اینجانب را در این مهم یاری رسانید.

نوشته های پیشین
هفته اوّل شهریور 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
آرشیو موضوعی
علی اکبر واله شیدا
مکتب دیکتاتورها
احمد شاملو
مولوی
اخوان ثالث
فروغ فرخزاد
گلچین گیلانی
هوشنگ ایرانی
پروین اعتصامی
اسماعیل خویی
فرناندو کارده نال
سیاوش کسرایی
لئو تولستوی
فردوسی
سعدی
محمد علی بهمنی
تائو ته چینگ
هوشنگ ابتهاج
خیام
شفیعی کدکنی
نیما یوشیج
حافظ
تفرقه انداز و حکومت کن
سهراب سپهری
وصیت نامه داریوش
علی اکبر واله شیدا 2
شهرام کیهان فر
شاندور پتوفی
فردریش نیچه
نادر شاه
سلیمانیه عراق
جشن سده
مظفر الدین شاه قاجار
ناخودآگاهی فرهنگی
گاندی
تاریخ علوم در ایران
لنگستون هیوز
دبی آباد از غفلت ایران
شرح فتوحات داریوش هخامنشی
ایرانیان،مصریان و یهودیان
جایگاه آتش در باورهای ایرانی
شهر سوخته
هخامنشیان
جدایی افغانستان از ایران در 148 سال پیش
زندان و زندانی
انسان چه میداند
ایل بختیاری
گیلان از پنج هزار سال پیش تا امروز
جامعه شناسی نخبه کشی
جشن ایرانی در خانه همسایه
ایل قشقائی
سیاستهای روسیه در قبال ایران ، ژانویه 1925
مادی ها
عیلامی ها
پارتی ها
هراتی ها
ارمنی ها
بابلی ها
که گفت کار جهان کام رنجبر گردد
پادشاهی داریوش
چگونگی پیدایش خط پارسی از زبان داریوش
خشایارشا
اردشیر اول
آرامگاه داریوش و بقیه پادشاهان هخامنشی
سرانجام تخت جمشید
باختری ها
اسه گرتی ها
تخت جمشید در دوران پادشاهان بعدی
چگونه اعراب بر ایرانیان چیره گشتند
آتش_ ارد و اردیبهشت در اوستا
اشم وهو - امرداد و امشاسپندان در اوستا
زندگی زیباست
اهریمن - اهورامزدا - ایران ویج و باد در اوستا
بهمن - پری - پشن - خرداد و دیو در اوستا
گیلان پهنه ای سبز
من و حافظ
اناهیتا در اسطوره های ایرانی
هنر خط در ایران
نخستین پیامبر - نخستین کتاب
نقش فرهنگیان در نهضت جنگل(ابراهیم مروجی)
خط اوستایی
فارسی باستان
خط سومری (تصویری ، میخی)
خط کردی
خط ماسی سوراتی
خط ایزدی
خط مندایی
خط مانوی
نقدی بر تحریفات تاریخی پیرامون قدمت پادشاهی ماد...
تبار مرد آذربایجان(مادی ها)و وحدت این قوم با ...
محمد رضا لطفی
اخلاق ایرانیان در عصر ساسانی
اخلاق ایرانیان در عصر اشکانی
اخلاق از نظر اوستا
اخلاق ایرانیان در دوره ی هخامنشی
مولوی
عقیده به بهشت و دوزخ و پاداش و کیفر
مهرگان
میترا در مغرب زمین
شیوه ی برگزاری مهرگان
مهرگان در دوران هخامنشی
مهرگان در زمان ساسانیان
مهرگان در دوران اسلامی
مهرگان و موسیقی
بابک حماسه ای در تاریخ
محیط اجتماعی بابک
سایه مزدک
جنگ های ایران و عثمانی
جنگ های ایران و روسیه
اعتیاد در بین جوانان بیداد می کند
مهاجرت و گرین کارت آمریکا
مهاجران - ینگه دنیا و ایرانیان
نگاهی به زندگی و مرگ مانی
مانی صلح
فرجام تلخ مانی
موضوع شناسی در ادبیات مهاجرت ایران
سیمای زنده بگوران
امیل زولا : نامه هایی خطاب به فرانسه
تغییر و اصلاحات در ساخت و بافت جامعه
زندگی از نگاه (میرعلایی و کریستین بوبن)
بنیاد آتشکده
دکتر سعید نفیسی
دکتر حسین گل گلاب
پارس ، خاستگاه نخستین امپراتوری جهانی
امیرکیر، نوپرداز ایران در سده نوزدهم
معماری پارتی
زرتشتیان ایران و هند
سیر تحول دین در جهان
سهم 50 درصدی ایران از دریای خزر از منظر حقوقی و..
ایران برای همه ایرانیان
زنده یاد دکتر مصدق و دریای خزر
محکمه نظامی و حزب توده
دکتر آذر وزیر فرهنگ رژیم پهلوی
درسی که باید از تاریخ ایران باستان گرفت
پدر سگ من کی آقای تو بودم(فکاهی)
عابد نیکو نهاد
آهای مرد شمالی
چگونه میتوان ایرانی بود؟ چگونه میتوان ایرانی نبود؟
میهن من
آینده شعر
آشتی با ادبیات
مذهب آریان ها و اخلاق آنها
یونانیهای قدیم که راجع به تاریخ ایران آثاری از خود
پارت یعنی خراسان کنونی
اشک 1 : ارشک اول
اشک 2 : تیرداد اول
اشک 3 : ازدوان اول
اشک 4 : فری یاپیت
اشک 5 : فرهاد اول
اشک 6 : مهرداد اول (170-138 ق.م)
اشک 7 : فرهاد دوم
اشک 8 : اردوان دوم
اشک 9 : مهرداد دوم / بزرگ / ارمنستان
اشک 10 : سندروگ
اشک 11 : فرهاد سوم ( 69 – 60 ق . م)
اشک 12 : مهرداد سوم
اشک 13 : ارد اول (55 – 37 ق . م)
اشک 14 : فرهاد چهارم
اشک 15 : فرهاد پنجم
اشک 16 : ارد دوم
اشک 17 : وانان
اشک 18 : اردوان سوم
اشکهای 19 ، 20 ، 21 : واردان ، گودرز ، وانان دوم
اشک 22 : بلاش اول
اشک 23 : خسرو ( 107 – 133 م)
اشک 24 و 25 : بلاش دوم و بلاش سوم
اشک 26 : بلاش چهارم
اشک 27 و 28 : بلاش پنجم و اردوان پنجم
خصال کوروش
کمبوجیه
سروش گیلانی
وسعت دولت هخامنشی
بسط دولت اشکانی
خصال انوشیروان(شاهنشاهی ساسانی)
زبانها و خطوط ایران قدیم
یک نظر اجمالی به چهارده قرن ایران باستان
کوچ بنفشه ها(شفیعی کدکنی)
گفتار یا کردار
ابیاتی چند
نیرنگ
معضلی به نام فرار مغزها
مروری بر جغرافیای تاریخی آذربایجان و اران با نقدی
آموزش و پرورش در ایران عصر هخامنشی
آذربایجان سرزمین باستانی کردها
پیرامون واژه ی ترک
قرص بالدار در ایران(فروهر)
ایرانیان فاتحان اصلی بسیاری از علوم بوده اند
سالروز آزادی خرمشهر
شاهی که پای بیگانه را به دستگاه دولتی ایران باز کر
نخستین جنگ شهری تاریخ در شهر ری
علل زوال امپراطوری ساسانیان
آخرين توضيحات و توجيهات درمورد تخريب كتيبه هخامنشی
اعراب بنام جهاد ایران راغارت و به خاک وخون کشاندند
قتل عمر در ذی الحجه سال 23
صدای 52
نصیحت
خلیج فارس
فهرست سلسله هایی که در ایران قدیم سلطنت کرده اند
علی اکبر واله شیدا
آثار دوره هخامنشی
زبان و خط و کتیبه در دوران هخامنشی
چنگیزخان مغول
روح ایران وخلقیات ایرانی(رنه گروسه)
دلتنگی های آدمی
سامانیان
تنها حقیقت است که رهایی می بخشد
آداب و ادیان عرب قبل از ظهور اسلام
ترکیه باتلاق آرزوهای هزاران هزار ایرانی(1)
ترکیه باتلاق آرزوهای هزاران هزار ایرانی(2)
ترکیه باتلاق آرزوهای هزاران هزار ایرانی(3)
ترکیه باتلاق آرزوهای هزاران هزار ایرانی(4)
عدالت محوری
پیوندها
پایگاه موقت اطلاع رسانی مادران صلح
بیایید یاد بگیریم نظرات مخالف را بشنویم
سازمان دیده بان حقوق بشر
پروین اعتصامی
چهره های ماندگار
جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران
سایت فرهنگ گیلان
گیلان ما
کره ی رنگ و رو رفته
انديشه هاي پارسي(مسعود امين پور مجومردي )





Powered by WebGozar

Powered By
BLOGFA.COM
سراپا اگر زرد و پژمرده ایم ولی دل به پائیز نسپرده ایم
عدالت محوری
ترکیه باتلاق آرزوی هزاران هزار ایرانی(5)
ترکیه باتلاق آرزوی هزاران هزار ایرانی(4)
ترکیه باتلاق آرزوهای هزاران هزار ایرانی(3)
ترکیه باطلاق آرزوهای هزاران هزار ایرانی(2)
ترکیه باطلاق آرزوهای هزاران هزار ایرانی(1)
آداب و ادیان عرب قبل از ظهور اسلام
تنها حقیقت است که رهایی می بخشد
سامانیان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان