![]() |
![]() |
|
| شعر ، تاریخ ، ادبیات و ... |
|
علاقه به ایران باستانی چنان رسوخی در افکار ما دارد که حتی قسمت عمده یی از ادبیات عامه و آنچه طبقات روستاییان، کارگران، وعشایر ما در هنگام فراغت می خوانند از نوع رستم نامه،اسکندرنامه، برزونامه و امسال آنهاست. این علاقه نه فقط از وجود شهنامه خوانان مشهور عهد تیموری و صفوی پیداست، از قول سعدی هم که صحبت از وجود شهنامه ها میکند و در سیرت پادشاهان راجع به یک پا دشاه می گوید که «به مجلس او در کتاب شاهنامه می خوانند» به خوبی بر می آید. بعلاوه حتی قبل از سعدی شعر شاعران پراست از تلمیحات راجع به پهلوانان و پادشاهان شاهنامه و وجود بعضی از قصه های نظامی عروضی و پاره یی حکایات راجع به سلاجقه و غوریان هم از آشنایی آنها با شاهنامه و از علاقه ی طبقات مختلف به گذشته های باستانی ایران حکایت دارد. وجود منظومه هایی مثل سامنامه ی خواجو، شهریارنامه مختاری، و گرشاسپ نامه ی اسدی که در عین حال حاکی از وجود توجه عامه به این قصه هاست نشان میدهد که بعد از فردوسی هم این علاقه به گذشته های باستانی در بین نویسندگان و گویندگان ما، کاستی نیافته است. چنانکه اقدام خود فردوسی در نظم شاهنامه نیز نشان میدهد که تا چه حد در خراسان پایان عصر سامانیان توجه به گذشته های باستانی وجود داشته است.همچنین آزمایش ناتمام دقیقی واقدام بلعمی درترجمه تاریخ طبری وسعی ابومنصور عبدالرازق در تدوین یک شاهنامه منثور نیز پاسخهایی بوده است به این احتیاج فکری ایرانیان در آغاز تجدید استقلال ملی خویش. حتی این شوق به احوال گذشته ایران در دوره قبل از عهد سامانیان و طاهریان از ایرانیان به اعراب هم سرایت یافت وبعضی از خلفای اموی نیز به اخبار و احوال گذشته ایران با دیده علاقه نگاه می کردند. قبل از پایان عهد ساسانیان هم که خوتای نامک و(=خدای نامه ) به وجود آمد به سبب همین توجه به تاریخ گذشته بود، و اگر بتوان به اقوال بعضی از نویسندگان تورات و روایات کنزیاس یونانی اعتماد داشت، تواریخ ایام و دفاتر شاهی (=ضبط سلطنتی ) نیز در خزاین پادشاهان قدیم ایران وجود داشت و این همه بی شک ناشی از یک علاقه کهن به اخبار باستانی است.اما از این دنیای گذشته ، از این دنیای باستانی که قرنهاست در این به چشم شوق وعلاقه بدان می نگرند ، امروز چه میتوان آموخت ؟ آنچه نفوس مهذب ازخود فردوسی گرفته تا نظامی وسعدی وحافظ از این گذشته ها آموخته اند عبارت بوده است از عبرت . «اینکه در شهنامه ها آورده اند /رستم و رویینه تن اسفندیار » نزد آنها فقط برای این بوده است که : «تا بدانند این خداوندان ملک / کز بسی خلق است دنیا یادگار». این البته یک تجربه ی روحانی است که از تفکر در زوال جلال و عظمت انسانی دست می دهد و مشاهده ی ویرانه های مداین در بحتری و خاقانی همان احساس تأ ثر را به وجود می آورد که دیدار یک مومیای مصر یا ویرانه ی شهر پمپی در شاعر و نویسنده ی اروپایی . اما ورای عبرت اخلاقی ، از تامل در احوال ایران باستانی ، نکته های بسیار می توان اموخت . حتی داستانهای باستانی نیز که در شاهنامه هاست مثل تاریخ باستانی می تواند برای مورخ درسهای آموزنده تعلیم کند . منبع : کتاب نه شرقی نه غربی، انسانی؛ زنده یاد دکتر زرین کوب |
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم فروردین 1387ساعت 14:16 توسط شهرام کیهان فر |
|
|
29 دی ماه 1332 بازپرس نظامی تهران قرار بازداشت دکتر آذر وزیر فرهنگ، مهندس معظمی وزیر پست و تلگراف و تلن و سرتیپ مدبر رئیس شهربانی دولت دکتر مصدق را پس از مدتها زندانی بودن به کفالت تبدیل تبدیل کرد وآزاد شدند . دکتر آذر پس از آزادشدن از زندان در پاسخ به پرسش های خبرنگاران تنها به نقل شعری پرداخته بود که یک بیت آن این بود: آشیان من بیچاره اگر سوخت چه باک فکر ویران شدن خانه صیاد کنید نقل کرده اند که در پی آواره شدن شاه و مقامات نزدیک به او در سال 1357 به دکتر آذر که اواخر عمر نزد پسرش (که پزشک است) در آمریکا زندگی می کرد، گفته بودند که چه پیش بینی درستی کرده بودی و او پاسخ داده بود که آواره شدن دیگران گرچه ظالم او را خرسند نمی کند . آنان اشتباهات بی شمار مرتکب شدند و در آتشی که خود برافروخته بودند، سوختند . در کجای دنیا یک فرهنگی را بدون دلیل بازداشت می کنند؟ همچنین نقل کرده اند که علاوه بر اتهامات سیاسی وارده به مهندس معظمی به او اعتراض کرده بودند که چرا پس از ملی شدن شرکت تلفن، دستور داده بودی دفترچه راهنمای تلفن شهری چاپ و به رایگان توزیع شود و این هزینه را(توزیع رایگان دفتر راهنمای تلفن که در همه دنیا و از جمله آمریکا یک رسم قدیمی است) روی دست ما هم گذاشته ای؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم فروردین 1387ساعت 14:14 توسط شهرام کیهان فر |
|
|
صوفی یزرگ و صاحب مثنوی مولانا جلال الدین محمد 17 دسامبر سال 1273 میلادی در قونیه درگذشت. وی که بیش از 26 هزار شعر عرفانی سروده است در سال 1207 میلادی در بلخ خراسان به دنیا آمده بود. |
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم فروردین 1387ساعت 14:12 توسط شهرام کیهان فر |
|
|
یک محکمه نظامی تهران سران حزب کمونیست توده را سال ها پس از فرار از زندان قصر غیاباً محاکمه و 13 تن از آنان را به اعدام محکوم کرد. این حکم که 24 ژانویه سال 1966 (بهمن 1344 خورشیدی) انتشار یافت غیر قطعی و تجدیدنظر پذیر بود . اسامی محکومان طبق گزارش روزنامه های آن روز تهران از این قرار است: دکتر رضا رادمنش، ایرج اسکندری، دکتر فریدون کشاورز، احسان طبری، رضا روستا، عبدالصمد کامبخش قزوینی، آرداش آوانسیان، علی امیر خیزی، پتروس شمعونی، غلامحسین فروتن، یوسف جمارانی، محمود بقرطی و غلام بابازاده. این عده پس از فرار از زندان قصر با کمک افسران زندان به خارج از کشور رفته بودند و عمدتاً در آلمان شرقی به سر می بردند . |
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم فروردین 1387ساعت 14:11 توسط شهرام کیهان فر |
|
|
دکتر محمد مصدق پنجم بهمن 1331 به ملت اطلاع داد که روس ها از دهم بهمن در شیلات ایران و منابع دریای خزر سمتی ندارند و خلع ید از آنان تا آن روز تکمیل خواهد شد . امتیاز شیلات ایران در دریای خزر 77 سال پیش از آن(سال 1876) به روس ها داده شده بود. میرزا حسین خان سپهسالار در آن سال بهره برداری از منابع دریای خزر را به یک روس به نام استپان لیانازوف داده بود . عین الدوله این امتیاز را در سال 1906 به ازای درآمدی برابر 460 هزار فرانک طلا تمدید کرده بود . در سال 1306 دولت رضاشاه درصدد لغو آن برآمده بود که وارث لیانازوف به دادگستری ایران دادخواست دادند و قضات وطن حکم به سود لیانازوف دادند! در این اثنا دولت شوروی که املاک و کمپانی های روسیه را ملی کرده بود عملاً جانشین کمپانی لیانازوف ها شد و پارلمان ایران در سال 1927 دولت شوروی را به عنوان جانشین لیانازوف ها و طرف قرارداد با ایران به رسمیت شناخت که 25 سال بعد دولت مصدق شیلات را ملی و دست شوروی را از ماهیگیری در آبهای ایران کوتاه کرد . |
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم فروردین 1387ساعت 14:10 توسط شهرام کیهان فر |
|
|
پان گرایی چیست وپان گرا کیست
به باور نظریه پردازان پان گرا، فراسوی ظواهر عاری از شعور پدیده های مادی، واحدی تغییر ناپذیر و همیشگی وجود دارد که «نژاد» جلوه بی واسطه و ذاتی آن است. «پان گرایی» در پی «اسطوره سازی» از نژاد خاصی است و غالباً به «ناسیونالیسم ستیزه جو» ختم می شود. به عبارت بهتر«ناسیونالیسم استبدادی، نژادپرست و ستیزه جو» جوهره نگرش های «پان گرایی» است که در آن «روحیه ای جمع گرا» و «مبتنی بر پیوند نژادی» با سرزمینی خاص به وحدت می رسد . نژادپرستان به همانندی «ویژگی های روحی» و «خصوصیات جسمی» معتقدند و خصایص روحی را ژنتیک می دانند . بر همین اساس «نژاد» خود را اصیل و دیگر نژادها را واجد سرشتی پست تر ارزیابی می کنند و دست کم یک گروه را آماج«نفرت نژادبرتر» بر میگزینند. سرچشمه این اندیشه، تلقی قرن نوزدهمی اروپاییان از ناسیونالیسم است که کشورها باید از یک قوم، یک زبان، یک فرهنگ و حتی یک فرهنگ دینی_مذهبی تشکیل شوند تا بتوانند واحدهای سیاسی متمایزی را شکل دهند . میهن پرستی افراطی همواره برای توجیه وحشیانه ترین رفتار با منتقدان و مخالفان سیاسی بهانه و زمینه فراهم کرده است؛ شهروندانی که جرمشان نقد استبداد، دفاع از حقوق ملت و نقد علایق یا منافع صاحبان چنین دیدگاهی است. هدف جنبش های پان گرا، پیوند دادن گروه های انسانی واجد خون، نژاد و زبان واحد در سرزمینی مشخص است تا ضمن حفظ خلوص نژادی، در برابر دیگران صف آرایی کنند . ایران برای همه ایرانیان به رسمیت شناختن حق حاکمیت تک تک شهروندان در عرصه تعیین سرنوشت است و تحقق آن به استقرار نظامی دموکراتیک منجر می شود که آزادی و عدالت سیاسی(حضور در ارکان قدرت متناسب با پایگاه مردمی هر فرد و گروه) را تأمین می کند . در ایرانی برای همه ایرانیان،تابعیت ایرانی هر شهروند منشأ حقوق مدنی، سیاسی و اجتماعی اوست،صرف نظر از آریایی نژاد بودن یا نبودن،فلرسی زبان بودن یا نبودن و حتی مسلمان بودن یا نبودن. هم میهنان ما از هر قوم و منطقه و با هر زبان و عقیده باید بتوانند مقدرات شهر و روستا ی خود را در دست گیرند و در پیشرفت ایران مشارکت فعال کنند . معنا «ایران برای همه ایرانیان» این است که هیچایرانی، در داخل و خارج از کشور، ایرانی تر از دیگری نیست و حقوق یا امتیاز ویژه ای به او تعلق نمی گیرد مگر به علت تلاش و خدمات او . به بیان دیگر «ایران برای همه ایرانیان» بر پایه ای باید بنا گردد که کشور ملک مشاع همه شهروندان باشد. پس بر «وحدت ملی» و سهم مساوی هر ایرانی در عرصه حکومت تکیه دارد. شهرام کیهانفر؛خلاصه نویسی از مقاله آقای سید مصطفی تاج زاده در روزنامه شرق |
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم فروردین 1387ساعت 14:7 توسط شهرام کیهان فر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ فقط تلاشی است کم و ناچیز در حد توان، مطالعات و دانش محدود نویسنده که با انتخاب گوشه هایی از تاریخ ، ادبیات و شعر شاعران معاصر و کهن و حتی شاعران گمنامی همچون زنده یاد علی اکبر واله شیدا ،سعی در گسترش فرهنگ شعر و شعر خوانی و مطالعه دارد البته ناگفته نماند که انتخاب اشعار نیمایی، اجتماعی، حماسی و غنایی که بازتاب شرایط امروز جامعه ما باشد در الویت قرار دارد. امید است که برخلاف انتظار اینجانب کاستی ها و سواد ناچیز بنده در زمینه شعر و ادبیات، آسیبی به این فضای پر گهر نرساند. امیدوارم با ارسال اشعار و نظرات خود اینجانب را در این مهم یاری رسانید.
|
|
RSS
|