تبليغاتX
ای وطن آباد باشی،سربلند،آزاد باشی
شعر ، تاریخ ، ادبیات و ...

بابل در ناحیه پائینی مرکز عراق امروزی واقع بوده است.پوشاک آنها شامل  کلاهی است که به سمت بالا نوک تیز شده و دنباله ای بلند از آن آویزان است.

کفشی بدون بند به پا دارند که ظاهراْ ساق آنان تا زیر لباس ادامه دارد . تن پوش آنان به نظر می آید که دو تکه باشد . یک تکه ردایی بلند و یک تکه مانند شنلی بر روی آن قرار داشته که یک گوشه آن روی شانه سمت چپ آنان افتاده و دنباله آن از پشت سر به روی شانه راست امتداد یافته و به جلو بدن افتاده و در پائین آن به صورت یک منگوله بسته شده است .

      

هدایای آنها شامل چهار پیاله شبیه به هم  یک تکه پارچه با شال که  قسمت پائین آن به طرز زیبایی بافته شده و یک راس گاو کوهان دار می باشد . قسمت پائین پارچه موجود در نقش  با بخش پایینی پرده آویز سایبان شاه در نقش میانی پلکان بسیار شبه است

  بر گرفته از کتاب تحلیل تاریخی ساخت تخت جمشید به تحقیق  و تالیف : م..ک. توانگر زمین

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 13:21  توسط شهرام کیهان فر | 

اولین گروه از ردیف دوم نقشهای پلکان می باشند . محل زندگی آنها در بین قسمت شرقی آسیای صغیر و در شمال غربی ایران امروزی و غرب دریای خزر قرار داشته است . آنها کوچکترین گروه اعزامی هستند که فقط شامل سه نفر می باشند . پوشاک آنها شبیه مادی هاست و فقط دستار آنها مقداری تفاوت دارد . به نظر میرسد که دستار خود را از روی گوش خود عقب زده و در پشت سر بسته باشند .

     

هدایای آنها شامل یک اسب زیبا و قوی و یک کوزه بسیار زیباست که دسته های آن را پیکر یک جانور افسانه ای تشکیل می دهد ضمن آنکه بدن حیوان دست راست به جای لوله کوزه عمل می کند .

  بر گرفته از کتاب تحلیل تاریخی ساخت تخت جمشید به تحقیق  و تالیف : م..ک. توانگر زمین

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 13:8  توسط شهرام کیهان فر | 

مسکن آنها ناحیه غرب افغانستان امروزی است که شهر هرات هنوز هم همان نام قدیمی خود را دارد . لباس اینان شباهت زیادی به همسایگان غربیشان یعنی پارتی ها دارد .البته تفاوتهای جزئی وجود دارد که عبارتند از : دستار هراتی ها در قسمت بالای آن صاف است و نواری از پشت سر آن آویزان شده است . چکمه های آنها بلند تر از پارتی هاست . قسمت پائین شلوار هراتی ها نیز به حالت خاصی تزئین شده و نواری کوچک جلو زانو آویزان است.

                                        

هدایایی آنها نیز دقیقاْ از نظر شکل ظاهری شبیه هدایای پارتیان می باشد . فقط شکل کاسه ها مقداری تفاوت دارد و لبه آن پهن تر از پیاله های پارتیان است .

  بر گرفته از کتاب تحلیل تاریخی ساخت تخت جمشید به تحقیق  و تالیف : م..ک. توانگر زمین

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 11:26  توسط شهرام کیهان فر | 

ناحیه شمال کشور و جنوب دریای خزر مسکن پارتیان بود . آنها چهار نفرند پوشاک نفر اول به جز کفش شبیه لباس همان مجسمه نقره ای است که در بخش مادی ها به آن اشاره شد و تصویر آن نیز آمده است . لباس بقیه مانند لباس مادی هاست البته چکمه این گروه با کفش مادی ها فرق می کند همچنین دستار سر آنها با هیئت مادی تفاوت دارد .

       

هدایای آنها شامل یک شتر دو کوهانه  دو کاسه و یک عدد پوست حیوانی است که نوع آن دقیقاْ مشخص نیست .

در اینجا نیز دو کاسه موجود بایستی حاوی چیزی باشد . می دانیم که داریوش در کتیبه آپادانای شوش ـ معروف به  DSf ـ نوشته است که سنگ لاجوردی عقیق و شنگرف را از سغد آورده اند. شاید در زمانی که تخت جمشید ساخته می شده است از نظر تقسیم ولایات مقداری حوزه جغرافیایی ایالات مختلف تغییر کرده باشد زیرا که وجود معدن فیروزه فقط منحصر به منطقه نیشابور است و در جای دیگری در آن ناحیه وجود معدن فیروزه محرز نیست و البته شاید منطقه نیشابور در زمان ساخت آپادانای شوش جز ء ایلات سغد و در هنگام ساخت تخت جمشید قسمتی از ایالت پارت بوده است .

  بر گرفته از کتاب تحلیل تاریخی ساخت تخت جمشید به تحقیق  و تالیف : م..ک. توانگر زمین

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 11:11  توسط شهرام کیهان فر | 

ساکنان بخش غربی و جنوب غربی ایران بوده اند . لباس انها شبه لباس پارسیان است . کفشی شبه به کفش پارسیان به پا دارند . البته کفش آنها شش جفت سوراخ جهت عبور بند دارد در حالیکه کفش پارسیان فقط سه جفت سوراخ دارد .

کلاه آنها نیز مانند سرپوشی کوتاه است که کاملاْ به سر چسبیده است و نواری روی آن بسته شده است . آنها حامل یک راس شیر بزرگ دو راس توله شیر دو عدد آکیناکه و دو عدد کمان هستند . وجود شیر در جنگلهای جنوبی ایران متکی به اسناد تاریخی است.

         

حتی در ناحیه دشت ارژن فارس تا اواخر دوره زندیان قطعاْ شیر وجود داشته است.

بنابراین این اهداء شیر از سوی عیلامیان یک نقش واقعی است و نه سمبلیک .

  بر گرفته از کتاب تحلیل تاریخی ساخت تخت جمشید به تحقیق  و تالیف : م..ک. توانگر زمین

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 10:52  توسط شهرام کیهان فر | 

ساکنان شمال غرب ایران بودند که روزگاری امپراطوری بزرگ و مقتدری به نام آنها در منطقه وسیعی حکومت می کرد.

آنها از نظر نژادی با پارسیان قرابت داشتند و آریایی بودند و بر طبق اسناد تاریخی آخرین امپراطور ماد به نام ایشتوویگو - آستیاگ یونانی - پدر مادر کوروش بزرگ بوده است.آنها بعد از پارسیان مهمترین قوم حکومت هخامنشی بودند به حدی که تعداد زیادی از بزرگان هخامنشی مادی بودند.

لباس آنها همان لباس سواران ایرانی است . کلاه نفر اول کلاهی است که به احتمال قریب یقین از جنس نمد است و امروزه هم بعضی از عشایر مناطق مختلف ایران کلاهی شبیه به ان بر سر می گذارند. سرپوش بقیه افراد نیز باشلقی است که از پشت سر تا روی گوشها و زیر چانه را می پوشاند .

 

مجسمه ای از مرد پارسی از جنس نقره به دست آمده است که به جز شنل روی دوش آن بقیه قسمتهای لباسش شبیه به لباس افراد مادی در این نقش است.

  بر گرفته از کتاب تحلیل تاریخی ساخت تخت جمشید به تحقیق  و تالیف : م..ک. توانگر زمین

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 10:36  توسط شهرام کیهان فر | 

دولت مسکو اول ژانویه ۱۹۲۵ ، درست سه سال پس از اعلام تبدیل نام روسیه شوروی به اتحاد جماهیر شوروی ، مرو و بخارا و سایر مناطق شمال شرقی خراسان بزرگ را که مهد ادبیات فارسی و تمدن ایرانی بودند مستثنی کرد و تاجیکها (فارسی زبانان) را به نام منطقه خودمختار بدخشان از مرزهای ایران دور ساخت تا به اندیشه یکپارچه شدن با ایران و افغانستان و احیای « ایران زمین » نیفتند . با همین سیاست که ۶۵ سال بعد ثابت شد که اشتباه بود ، دولت مسکو مناطقی از قفقاز جنوبی (ایران) را که قبلاْ طبق قرادادهای گلستان و ترکمنچای از ایران جدا ساخته بود « جمهوری آذربایجان » نامید . این جمهوریها که قبلاْ جز نام بر روی کاغذ ، اختیاری نداشتند پس از تضعیف دولت مسکو اعلام استقلال کردند به همان اشتباه دولت مسکو ، برای دولت فعلی روسیه تولید دردسری بزرگ کرده است زیرا که برخی از گرداننگان این جمهوری ها با رقیبان قدیمی دولت مسکو وارد سازش شده اند و پیش بینی می شود که شوروی سابق در آینده نزدیک به یک کانون بحران در جهان تبدیل شود و این کانون زودتر از نقاط دیگر ، در گرجستان و اکراین خودنمایی آغاز کرده است .

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 14:52  توسط شهرام کیهان فر | 

 قشقائی ها کوچندگانی شبان پیشه شناخته شده اند ، چرا که کوچندگی آنان برجسته ترین وجه تشخیص و معین ترین شکل فرهنگی زندگیشان را تشکیل می دهد .

 

قشقائی ها اکثراً ترک زبان هستند ، وهم با تکلم به این زبان است که آنان قشقائی شناخته می شوند ، هر چند که ترک زبان بودن آنان امری واقع بینانه قلمداد می گردد اما نباید فراموش کرد که ترک زبان بودن تنها برای شناخت ایل قشقائی بسنده نیست .

 

                            

 

از تاریخ ایران تا پیش از روی کار آمدن سلسله ی صفویه (هم عصر با دوران سلطنت الیزابت اول در انگلستان) از حضور قشقائی ها مدارک هستند و عمده ای وجود ندارد ، اما بر وجود کوچ کنندگانی ترک زبان در منطقه فارس تا قبل از این زمان آگاهیم چرا که نامی از طایفه ای از قشقائی ها بنام " فارسیمدان " برده شده است ، این طایفه قبل از سلسله صفوی در این منطقه یعنی فارس به صورت یک واحد مجزا حضور داشته است ، هم از این روست که نمی توان همانگونه که گه گاه عنوان می شود باور داشت که قشقائی به صورت یک واحد کلی ایلی ترک زبان به شکل امروزی شان به منطقه فارس مهاجرت کرده باشند بلکه این مهاجرت در طی دوران بعد به آرامی صورت گرفته است .

 

بنابر منابع محلی ، برای نخستین بار نام قشقائی از فامیل شخصی با نام " جانی آقا قشقائی " از صاحب منصبان شاه عباس گرفته شده است . (1629- 1587) وی از جانب شاه صفوی به حکومت بر قبایل مختلف فارس مأمور می شود .

 

" جانی آقا قشقائی " بعد از این انتصاب تا آنجا که توانست در راه ایجاد یک اتحاد سیاسی به ظاهر مستحکم اما در باطن توخالی و سست کوشش کرد . هدف او از این تلاش اقتدار بر ایلات این منطقه بود . چه توانست با انجام این کار خراج های سالیانه ای نیز برای دربار اصفهان همه ساله بفرستد .

 

با سقوط سلسله ی صفویه و ظهور سلسله ی زندیه پس از آنکه شیراز به مرکز حکومتی برگزیده شد ، قدرت و موقعیت ایل قشقائی تحت الشعاع قوای متمرکز در شیراز قرار گرفت تا بدانجا که رؤسای قبایل مختلف قشقائی بجای رسیدگی و حمایت از قشقائی ها در دربار زندیه نفوذ کردند و با اشغال پست های حساس مملکتی و حتی وزارت بیشترین وفاداری را نسبت به دربار زند روا داشتند .

 

                            

 

با شکست سلسله زندیه و روی کار آمدن قاجاریه پایتخت از شیراز به تهران منتقل گردید و دگر بار شیراز در منتهی الیه حکومت مرکزی قرار گرفت ، از پس این زمان است که بار دیگر ایل قشقائی به گونه ی یک جناح محلی قدرتمند در می آید ، قدرتی که هر چند از نقطه نظر ظاهری وابسته به دربار قاجار بود ، اما در حقیقت در بسیاری از موارد بدلیل ضعف و عدم کاردانی سلاطین این سلسله خود مختاری پیشه کرده و هر روز بر اهمیت وجودی خود می افزود .

 

ناگفته نماند که پس از سقوط سلاطین زندیه که بر اساس سیستم قبیله ای قدرت را بدست گرفته بودند بسیاری از گروههای وابسته به آنان که از شمال غرب ایران همراه آنان آمده بودند در منطقه فارس متفرق گردیدند و دیرزمانی نگذشت که این گروهها در اتحاد با سران ایلات قشقائی درآمدند ، همان موردی که امروزه می توان از شناخت اسامی قبایل و بخشهای فرعی دریافت .

 

اسامی گروهها و قبایلی که در طی دوران مختلف به قشقائی ها پیوسته اند متفاوت است ، این تفاوت در نوع اهمیت و اقتدار طوایف نیز بچشم می خورد بطور مثال طوایفی از قبیل        " رحیملو " " آردکپن " و " بلوری " با آنکه در گذشته صاحب اقتدار بسیار بوده اند ، امروزه تنها بخشی کوچک از ایل را تشکیل می دهند ، این تغییرات تنها درباره ی طوایف صادق نیست چه حتی در طول زمان شامل سران و شخصیت ها نیز می شود ، از این رو برای شناخت بیشتر قشقائی ها بی تردید باید این تغییرات و تحولات را دقیقاً مورد نظر قرار داد .   

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 20:48  توسط شهرام کیهان فر | 

 

     سالروز تولد زرتشت در تاجیکستان برگزار می شود !

 

                        

 

     سالروز تولد مولانا با حضور بیش از ۲۰۰۰۰۰نفر در ترکیه جشن گرفته می شود !

 

 

نوروز ایرانی در ترکیه باشکوه و به صورت یک جشن خیابانی برگزار می شود!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 21:39  توسط شهرام کیهان فر | 

می گویند قائم مقام را توطئه گران دربار قاجار و محمد شاه به کمک ایادی بیگانه کشتند و امیر کبیر را به همین شکل به روزگار ناصرالدین شاه نسبت میدهند و مصدق نیز چهل سال تبعید و زندان را مدیون سازمان  سیا و پهلوی است اما اینها علت قریب هستند ، باید به دنبال عللی گشت که اگر نبودند نظامی پرداخته نمی شد که در آن اصلاح گران توفیقی به پیشبرد مقاصد خود نیابند . آن علت ها عللی بودند که استبداد را دامن میزدند و مانع جدی توزیع قدرت بودند و هم جلوی انباشت ثروت را می گرفتند و هم انباشت علم را . زندگی روزمره بود و نیازی به گره گشایی های علمی نداشتند و در نتیجه مانع تقسیم کار فکری و مانع انباشت علم و دانش نیز بودند.

کارهای اجتماعی نه خلق الساعه است و نه انفرادی که بتوان آن را به صورت منفک و مجزا درنظر گرفته و مورد بررسی قرار داد. برخورد تحلیلی با رفتار اجتماعی بیانگر این نکته است که عمل اجتماعی عمل ساخت یافته ای است که در یک نظام روابط متقابل شکل میگیرد. از راه یک بررسی تحلیلی نظام وار می توان به کنه کارکرد و تغییرات یک نظام اجتماعی واقف شد. برخورد تحلیلی ،  مشکل تر از برخورد عوامانه ساده است که با مسائل اجتماعی می شود . با کار تحلیلی عمیق می توان علل عدم توفیق یک فرهنگ  عهد عتیق در به دست آوردن حقوق فردی و اجتماعی جدید ناشی از تحولات  جدید و صنعتی شدن را فهمید . اندیشه مرسوم جامعه ما ناخودآگاه اول خود را تبرئه می کند و سپس گناه همه جنایات را در استبداد و استعمار خلاصه میکند. این در حالی است که در معنی دقیق خواسته های خود و قالب های اجتماعی و چگونگی رشد و نمود واقعیات عینی اجتماعی مسبوق به آنها تامل نمی کند.

برخورد تحلیلی دقیق،چهار کار فکری سنگینی می طلبد و چون به قول اینشتین«فکر کردن مشکل ترین کارها نیز هست»، و این از فرهنگ فرسوده و ناتوان و غیر مولد بر نمی آید ،پس بهترین چاره پیدا کردن « بز بلا گردان » است و چه بهتر که همه گناه یکهزار سال عقب افتادگی و کم کاری در زمینه های مختلف را به گردن استبداد و استعمار بیندازیم.

قرن هاست که در جوامع صنعتی این مشکل حل شده است که ورای این آشفتگی و بی نظمی ظاهری در اجتماع نظمی حاکم است و نظامی وجود دارد و هر کس مسلط به اهرمهای فرماندهی آن باشد ، به  طور نسبی قادر خواهد بود که آنرا در جهت اهداف خود پیش ببرد . عوامل معمولاً نا آشکار و پنهان از نگاههای ساده اندیش در اجتماع ، تشکیل نظامی را می دهند که ناشی از روابط متقابل و فعل و انفعال اعضاء جامعه با یکدیگر و محیط آنها است. وظیفه یک تحلیل علمی جامعه شناختی،بیان منطقی ، تبین و تفسیر روابط اجتماعی است . تصور جامعه در کل و در حال حرکت و فهم کارکرد آن ، کاری پیچیده تر از نگرش یک بعدی است . کار سهل و ساده ای ، آن چنان که فرهنگ های قبیلگی می پندارند ، نیست .

این فرهنگ عادت دارد ، همانند فرهنگ ماقبل انقلاب اقتصادی و صنعتی ، برای تحلیل های خود از اوضاع اجتماعی ، ملی و بین المللی ازمدل های سطحی و عامیانه استفاده کند و تمام نارسایی های اجتماعی را در استبداد ، و استبداد را نیز در خودخواهی های فردی و خودپسندی و بی تقوایی و قدرت طلبی افراد خلاصه کند . یعنی یک پدیده اجتماعی ، که تولد و مرگش را با دیگر پدیده های اجتماعی و رفتار اجتماعی و فرهنگ گذشته پیوند دارد ، را در یک امر اخلاقی فردی خلاصه کند و این در واقع از نظر علمی ، تحویلی ناروا و به زبان دیگر توجیهی غلط است . این گونه طرز فکرها پاسخگوی درک قانونمند جوامع نخواهد بود و هرگز قادر نیست سازوکار توفیقات اقتصادی و دفاعی و سیطره جوامع صنعتی را از یک طرف و سازوکار ضعف ، سلطه پذیری ، انفعال ، سرخوردگی و چگونگی انهدام سرمایه و توان نیروهای انسانی و مادی جوامع عقب افتاده را از طرف دیگر بیان کند .

نیاز به بازسازی فکری و داشتن تحلیل منطقی و مدلهای تحلیلی واقعیت اجتماعی حداقل برای روشن فکران این جوامع بیش از همیشه مورد نیاز است . روشن فکرانی که بدنبال یا همراه مردم بارها در جنگ فرسایشی علیه نظام های پوسیده و از نفس افتاده اقتصادی – سیاسی – اجتماعی شرکت کردند و دوباره بعد از یک دوره کوتاه طناب را به گردن خود دیدند .

 

یکی از نشانه های پیشرفت فکری – علمی جامعه ، قطع رابطه با تحلیلهای ساده عامیانه ، به نفع تحلیل های دقیق تر و منطقی تر و عقلانی تر است . نارسایی های فرهنگی به معنی وسیع کلمه را حاصل استبداد و استعمار دانستن همانند این تفکر کهن است که زلزله و تخریب را ناشی از فسق و فجور بی حد و حصر مردم می دانست . در حالی که اتفاق افتادن زلزله و آتشفشان و نظایر آن ، در بردارنده هزاران قانون مندی طبیعی و علل ویژه خود است .

تلاش برای فهم جامعه به صورت دقیق تر و استفاده از مدلهی علمی تر برای بیان واقعیت های اجتماعی یادگار اثر رنسانس است . اروپاییها سعی کردند جامعه را در مجموعه ای از قواعد هماهنگ ، با کارکرد متقابل و نظم اجزاء آن ببینند . این چیزی نبود جز کشف رموز ناپیدای حاکم بر اهرمهای فعالیت اجتماعی انسان . تلاش ماکیاول ، هابز ، مونتسکیو ، آدام اسمیت و کانت و امثال آنها ، جز برای کشف قوانین پنهان قدرت سیاسی ، زندگی اقتصادی و تاریخ به منظور فهم و نظارت بر اهرم های فرماندهی آن چیز دیگری نبود . ماکیاول با نگرش جدید نحوه تسلط به قدرت و نگهداری آن را بیان می داشت و می گفت این امر تابع اخلاق نیست بلکه از ساز و کار خاصی تبعیت می کند . در ابتدا ، برخورد مکانیکی ساده و علت یابی ساده تک عاملی ، پایه و مایه کارهای علمی – اجتماعی را تشکیل می داد . لیکن به مرور این نگاه نارسایی خود را بروز داد و الگوهای پیچیده ارگانیک که در پی به تصویر کشیدن مجموعه و کشف قوانین ان بود به بیان روابط متقابل رفتار اجتماعی انسان و نحوه تأثیر پذیری و کارکرد آن پرداخت .

در این تحلیل نظر بیشتر بر کل مجموعه از یک طرف و روابط متقابل عناصر و اجزاء مختلف جامعه از طرف دیگر است . شرط اصلی تحلیل منطقی از واقعیت اجتماعی در مرحله نخست این است که واقعیت اجتماعی دارای ویژگیهای یک نظام است ؛ یعنی اینکه واقعیت مورد مطالعه دارای ویژگیهای زیر است :

« 1. واقعیت متشکل از عناصری است که با یکدیگر روابط متقابل دارند .

 2. کلیت متشکل از مجموع عناصر قابل تبدیل به « جمع » عناصر نیست

3. ارتباط تقابل عناصر و کلیتی که از آن منتج می شود ، تحت قوانین و ضوابطی جریان دارند و می توانند با تعابیر منطقی بیان شوند . »

با چنین فرضی واقعیات اجتناعی جز در یک شکل نظام یافته قابل تحلیل نیستند. در این گونه بررسی ،روش تحلیل از اهم مسائل است،به نحوی که در جریان جامعه را به صورت عوامل متقابل و پیچیده ای ببیند،به طوری که تغییرات ایجادشده دریکی ازعناصرموجب تغییر در عناصر دیگر گردد. و در نهایت فعل و انفعال و انطباق...   

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 21:6  توسط شهرام کیهان فر | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
این وبلاگ فقط تلاشی است کم و ناچیز در حد توان، مطالعات و دانش محدود نویسنده که با انتخاب گوشه هایی از تاریخ ، ادبیات و شعر شاعران معاصر و کهن و حتی شاعران گمنامی همچون زنده یاد علی اکبر واله شیدا ،سعی در گسترش فرهنگ شعر و شعر خوانی و مطالعه دارد البته ناگفته نماند که انتخاب اشعار نیمایی، اجتماعی، حماسی و غنایی که بازتاب شرایط امروز جامعه ما باشد در الویت قرار دارد. امید است که برخلاف انتظار اینجانب کاستی ها و سواد ناچیز بنده در زمینه شعر و ادبیات، آسیبی به این فضای پر گهر نرساند. امیدوارم با ارسال اشعار و نظرات خود اینجانب را در این مهم یاری رسانید.

نوشته های پیشین
هفته اوّل شهریور 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
آرشیو موضوعی
علی اکبر واله شیدا
مکتب دیکتاتورها
احمد شاملو
مولوی
اخوان ثالث
فروغ فرخزاد
گلچین گیلانی
هوشنگ ایرانی
پروین اعتصامی
اسماعیل خویی
فرناندو کارده نال
سیاوش کسرایی
لئو تولستوی
فردوسی
سعدی
محمد علی بهمنی
تائو ته چینگ
هوشنگ ابتهاج
خیام
شفیعی کدکنی
نیما یوشیج
حافظ
تفرقه انداز و حکومت کن
سهراب سپهری
وصیت نامه داریوش
علی اکبر واله شیدا 2
شهرام کیهان فر
شاندور پتوفی
فردریش نیچه
نادر شاه
سلیمانیه عراق
جشن سده
مظفر الدین شاه قاجار
ناخودآگاهی فرهنگی
گاندی
تاریخ علوم در ایران
لنگستون هیوز
دبی آباد از غفلت ایران
شرح فتوحات داریوش هخامنشی
ایرانیان،مصریان و یهودیان
جایگاه آتش در باورهای ایرانی
شهر سوخته
هخامنشیان
جدایی افغانستان از ایران در 148 سال پیش
زندان و زندانی
انسان چه میداند
ایل بختیاری
گیلان از پنج هزار سال پیش تا امروز
جامعه شناسی نخبه کشی
جشن ایرانی در خانه همسایه
ایل قشقائی
سیاستهای روسیه در قبال ایران ، ژانویه 1925
مادی ها
عیلامی ها
پارتی ها
هراتی ها
ارمنی ها
بابلی ها
که گفت کار جهان کام رنجبر گردد
پادشاهی داریوش
چگونگی پیدایش خط پارسی از زبان داریوش
خشایارشا
اردشیر اول
آرامگاه داریوش و بقیه پادشاهان هخامنشی
سرانجام تخت جمشید
باختری ها
اسه گرتی ها
تخت جمشید در دوران پادشاهان بعدی
چگونه اعراب بر ایرانیان چیره گشتند
آتش_ ارد و اردیبهشت در اوستا
اشم وهو - امرداد و امشاسپندان در اوستا
زندگی زیباست
اهریمن - اهورامزدا - ایران ویج و باد در اوستا
بهمن - پری - پشن - خرداد و دیو در اوستا
گیلان پهنه ای سبز
من و حافظ
اناهیتا در اسطوره های ایرانی
هنر خط در ایران
نخستین پیامبر - نخستین کتاب
نقش فرهنگیان در نهضت جنگل(ابراهیم مروجی)
خط اوستایی
فارسی باستان
خط سومری (تصویری ، میخی)
خط کردی
خط ماسی سوراتی
خط ایزدی
خط مندایی
خط مانوی
نقدی بر تحریفات تاریخی پیرامون قدمت پادشاهی ماد...
تبار مرد آذربایجان(مادی ها)و وحدت این قوم با ...
محمد رضا لطفی
اخلاق ایرانیان در عصر ساسانی
اخلاق ایرانیان در عصر اشکانی
اخلاق از نظر اوستا
اخلاق ایرانیان در دوره ی هخامنشی
مولوی
عقیده به بهشت و دوزخ و پاداش و کیفر
مهرگان
میترا در مغرب زمین
شیوه ی برگزاری مهرگان
مهرگان در دوران هخامنشی
مهرگان در زمان ساسانیان
مهرگان در دوران اسلامی
مهرگان و موسیقی
بابک حماسه ای در تاریخ
محیط اجتماعی بابک
سایه مزدک
جنگ های ایران و عثمانی
جنگ های ایران و روسیه
اعتیاد در بین جوانان بیداد می کند
مهاجرت و گرین کارت آمریکا
مهاجران - ینگه دنیا و ایرانیان
نگاهی به زندگی و مرگ مانی
مانی صلح
فرجام تلخ مانی
موضوع شناسی در ادبیات مهاجرت ایران
سیمای زنده بگوران
امیل زولا : نامه هایی خطاب به فرانسه
تغییر و اصلاحات در ساخت و بافت جامعه
زندگی از نگاه (میرعلایی و کریستین بوبن)
بنیاد آتشکده
دکتر سعید نفیسی
دکتر حسین گل گلاب
پارس ، خاستگاه نخستین امپراتوری جهانی
امیرکیر، نوپرداز ایران در سده نوزدهم
معماری پارتی
زرتشتیان ایران و هند
سیر تحول دین در جهان
سهم 50 درصدی ایران از دریای خزر از منظر حقوقی و..
ایران برای همه ایرانیان
زنده یاد دکتر مصدق و دریای خزر
محکمه نظامی و حزب توده
دکتر آذر وزیر فرهنگ رژیم پهلوی
درسی که باید از تاریخ ایران باستان گرفت
پدر سگ من کی آقای تو بودم(فکاهی)
عابد نیکو نهاد
آهای مرد شمالی
چگونه میتوان ایرانی بود؟ چگونه میتوان ایرانی نبود؟
میهن من
آینده شعر
آشتی با ادبیات
مذهب آریان ها و اخلاق آنها
یونانیهای قدیم که راجع به تاریخ ایران آثاری از خود
پارت یعنی خراسان کنونی
اشک 1 : ارشک اول
اشک 2 : تیرداد اول
اشک 3 : ازدوان اول
اشک 4 : فری یاپیت
اشک 5 : فرهاد اول
اشک 6 : مهرداد اول (170-138 ق.م)
اشک 7 : فرهاد دوم
اشک 8 : اردوان دوم
اشک 9 : مهرداد دوم / بزرگ / ارمنستان
اشک 10 : سندروگ
اشک 11 : فرهاد سوم ( 69 – 60 ق . م)
اشک 12 : مهرداد سوم
اشک 13 : ارد اول (55 – 37 ق . م)
اشک 14 : فرهاد چهارم
اشک 15 : فرهاد پنجم
اشک 16 : ارد دوم
اشک 17 : وانان
اشک 18 : اردوان سوم
اشکهای 19 ، 20 ، 21 : واردان ، گودرز ، وانان دوم
اشک 22 : بلاش اول
اشک 23 : خسرو ( 107 – 133 م)
اشک 24 و 25 : بلاش دوم و بلاش سوم
اشک 26 : بلاش چهارم
اشک 27 و 28 : بلاش پنجم و اردوان پنجم
خصال کوروش
کمبوجیه
سروش گیلانی
وسعت دولت هخامنشی
بسط دولت اشکانی
خصال انوشیروان(شاهنشاهی ساسانی)
زبانها و خطوط ایران قدیم
یک نظر اجمالی به چهارده قرن ایران باستان
کوچ بنفشه ها(شفیعی کدکنی)
گفتار یا کردار
ابیاتی چند
نیرنگ
معضلی به نام فرار مغزها
مروری بر جغرافیای تاریخی آذربایجان و اران با نقدی
آموزش و پرورش در ایران عصر هخامنشی
آذربایجان سرزمین باستانی کردها
پیرامون واژه ی ترک
قرص بالدار در ایران(فروهر)
ایرانیان فاتحان اصلی بسیاری از علوم بوده اند
سالروز آزادی خرمشهر
شاهی که پای بیگانه را به دستگاه دولتی ایران باز کر
نخستین جنگ شهری تاریخ در شهر ری
علل زوال امپراطوری ساسانیان
آخرين توضيحات و توجيهات درمورد تخريب كتيبه هخامنشی
اعراب بنام جهاد ایران راغارت و به خاک وخون کشاندند
قتل عمر در ذی الحجه سال 23
صدای 52
نصیحت
خلیج فارس
فهرست سلسله هایی که در ایران قدیم سلطنت کرده اند
علی اکبر واله شیدا
آثار دوره هخامنشی
زبان و خط و کتیبه در دوران هخامنشی
چنگیزخان مغول
روح ایران وخلقیات ایرانی(رنه گروسه)
دلتنگی های آدمی
سامانیان
تنها حقیقت است که رهایی می بخشد
آداب و ادیان عرب قبل از ظهور اسلام
ترکیه باتلاق آرزوهای هزاران هزار ایرانی(1)
ترکیه باتلاق آرزوهای هزاران هزار ایرانی(2)
ترکیه باتلاق آرزوهای هزاران هزار ایرانی(3)
ترکیه باتلاق آرزوهای هزاران هزار ایرانی(4)
عدالت محوری
پیوندها
پایگاه موقت اطلاع رسانی مادران صلح
بیایید یاد بگیریم نظرات مخالف را بشنویم
سازمان دیده بان حقوق بشر
پروین اعتصامی
چهره های ماندگار
جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران
سایت فرهنگ گیلان
گیلان ما
کره ی رنگ و رو رفته
انديشه هاي پارسي(مسعود امين پور مجومردي )





Powered by WebGozar

Powered By
BLOGFA.COM
سراپا اگر زرد و پژمرده ایم ولی دل به پائیز نسپرده ایم
عدالت محوری
ترکیه باتلاق آرزوی هزاران هزار ایرانی(5)
ترکیه باتلاق آرزوی هزاران هزار ایرانی(4)
ترکیه باتلاق آرزوهای هزاران هزار ایرانی(3)
ترکیه باطلاق آرزوهای هزاران هزار ایرانی(2)
ترکیه باطلاق آرزوهای هزاران هزار ایرانی(1)
آداب و ادیان عرب قبل از ظهور اسلام
تنها حقیقت است که رهایی می بخشد
سامانیان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان